تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
رويد با فاطمه كه كرده حقّش عطا * پاكى و پاكيزگى فزونتر از ديگران

ترجمهء سرود حفصه

حفصه گفت :
بهتر زن‌هاى دهر دختر پيغمبر است * صورت زيباى او همچو مه انور است فضيلتش داده حق بر همهء خلق خود * بفضل خير البشر كه بر سران افسر است داده تو را همسرى فاطمه همچون على * كه از همه همسران افضل و بالاتر است رويد اى دختران بهمرهش زانكه او * كريمه دخت رسول حبيبهء داور است

ترجمهء سرود معاذه مادر سعد بن معاذ

مادر سعد بن معاذ گفت :
بگفته‌اى دم زنم كه هست در او نهان * هر آنچه در او بود ز خير گويم عيان خير بنى آدم است رسول رب جليل * ز كبر و نخوت تهى با همه كس مهربان رشد و هدايت از او ز فضل او يافتيم * دهد جزايش خدا بخير در هر زمان مائيم بر اهل او پيرو خدمتگزار * زانكه بعزّ و شرف نيست چو او در جهان مقام او بس بلندمرتبه‌اش ارجمند * در همهء ممكنات نيست بمانند آن
زن‌ها هر بيتى را كه مىخواندند از هر رجز و سرودى باز برمىگشتند بيت اول آن را مىخواندند ، و پس از آن تكبير مىگفتند تا اينكه داخل خانه شدند ، پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرستاد بسوى على و او را به مسجد خواند ، و پس از آن فاطمه را پيش خود خواند و دو دست او را گرفت و گذارد در دست على و فرمود : مبارك گرداند خدا بر دختر رسول خدا . در كتاب ابن مردويه است كه رسول خدا آب خواست و از آن جرعه‌اى گرفت و مضمضه كرد ، و آب را برگرداند در ظرف و ريخت آن را بر سر فاطمه ، پس فرمود : پيش بيا ، چون پيش آمد پاشيد ميان دو پستان او و فرمود : پشت كن ، چون پشت كرد پاشيد در ميان دو شانهء او و دعا كرد براى هر دو و گفت : خدايا مبارك گردان در ايشان ، و مبارك