على گفت : منم فرزند صفا .
فاطمه گفت : منم دختر سدرة المنتهى .
على گفت : منم فخركننده به پرچمدارى .
فاطمه گفت : منم دختر نزديك شده به مقام قرب و آويخته شده نزد پروردگار خود به قدر قاب دو كمان .
على گفت : منم فرزند زنهاى با عفّت .
فاطمه گفت : منم دختر زنهاى شايسته .
على گفت : منم كسى كه جبرئيل خدمتگزار من است .
فاطمه گفت : منم آنكه راحيل در آسمان خطبهء ازدواج مرا خواند و دستهدسته فرشتگان خدمتگزار من بودند .
على گفت : منم آنكه در جاى دوردست بلندى زائيده شدم .
فاطمه گفت : منم آنكه تزويج كرده شدم در آسمان چهارم در مقام شريف بالاتر و تزويج من در آسمان بود .
على گفت : منم بردارنده پرچم .
فاطمه گفت : منم دختر كسى كه به آسمان بالا برده شد .
على گفت : منم صالح مؤمنين .
فاطمه گفت : منم دختر خاتم پيغمبران .
على گفت : منم زننده به شمشير به تأويل قرآن .
فاطمه گفت : منم سپر حفظكنندهء تأويل .
على گفت : منم درختى كه از طور سينا بيرون مىآيد .
فاطمه گفت : منم آن درختى كه روزى آن هميشه داده مىشود و هميشه ميوهء آن داده مىشود .
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 144
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص١٤٤