تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 850

مساهمون:

ص٨٥٠

ديگر : انگشتر جدّ خود امام حسين عليه السّلام را در دست مىكرد « 1 » . مادر آن حضرت فاطمه دختر حضرت امام حسن عليه السّلام بود كه او را ام عبد اللَّه مىگفتند ، و آن حضرت نجيب الطّرفين بود ، نسب بزرگوارش به امام حسن و امام حسين عليهما السّلام مىرسيد ، و اوّل علويه‌اى كه علوى از او به هم رسيد آن حضرت بود . و در احاديث معتبره از امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه يكى از مادران ائمّهء معصومين صلوات اللَّه عليهم به يكى از ايشان حامله مىشود ، در تمام آن روز او را سستى و فتورى حاصل مىشود مانند غش ، پس مردى را در خواب مىبيند كه او را بشارت مىدهد به فرزند داناى بردبارى ، چون از خواب بيدار مىشود از جانب راست خود از كنار خانه صدائى مىشنود ، و گوينده را نمىبيند و مىگويد كه : حامله شدى به بهترين اهل زمين و بازگشت تو بسوى خير و سعادت است ، و بشارت باد تو را به فرزند بردبار دانا ، پس ديگر در خود ثقل و گرانى نمىيابد تا آنكه نه ماه از حمل او مىگذرد ، پس صداى بسيار از ملائكه از خانهء خود مىشنود ، چون شب ولادت مىشود ، نورى در خانهء خود مشاهده مىكند كه ديگرى آن نور را نمىبيند مگر پدر آن امام ، پس امام مربّع نشسته از مادر متولّد مىشود ، سرش به زير نمىآيد ، چون به زمين مىرسد روى به جانب قبله مىگرداند و سه مرتبه عطسه مىكند ، و بعد از عطسه ، حمد حق تعالى مىگويد ، و ختنه كرده و ناف بريده متولّد مىشود ، و آلوده به خون كثافت نمىباشد ، و دندانهاى پيشش همه روئيده مىباشد ، و در تمام آن روز و شب از رو و دستهاى او نور زردى مانند طلا ساطع مىگردد « 2 » .

هامش
( 1 ) امالى شيخ صدوق 371 ؛ مكارم الاخلاق 91 .
( 2 ) كافى 1 / 387 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 850 | العلامة المجلسي