تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠

دو هزار سال - در جانب راست عرش الهى تسبيح و تقديس حق تعالى مىكرديم ، چون خدا آدم را آفريد آن نور مقدّس را به دو جزء قسمت كرد و هر دو را در صلب حضرت آدم جا داد . چون آدم به زمين آمد ، ما در صلب او بوديم ؛ چون نوح در كشتى نشست ، ما در صلب او بوديم ؛ چون حضرت ابراهيم عليه السّلام را در آتش انداختند ، ما در صلب او بوديم ، به اين سبب آتش به او ضرر نرسانيد . پس از يك جزء آن نور من به هم رسيدم ، از يك جزء ديگر على به هم رسيد « 1 » . محمّد بن العبّاس به سند خود از ابن عبّاس روايت كرده است كه گفت : روزى در خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام پيدا شد ، چون آن حضرت را نظر بر او افتاد تبسّم نمود فرمود : مرحبا به آن كسى كه خدا او را پيش از آدم خلق كرده است به چهل هزار سال ، گفتم : يا رسول اللّه مىتواند بود كه فرزند پيش از پدر مخلوق شود ؟ فرمود : بلى ، حق تعالى خلق كرد نور مرا و على را پيش از آنكه آدم را خلق كند به اين مدّت ، پس آن را به دونيم كرد ، از نصف آن مرا آفريد و از نصفى على را آفريد پيش از آنكه اشياء ديگر را بيافريند ، و آنها را از نور من و نور على منوّر گردانيد ، پس ما را در جانب راست عرش خود جا داد ، بعد از ما ملائكه را آفريد . چون ما تسبيح و تهليل و تحميد حق تعالى كرديم ، ملائكه از ما آموختند تسبيح و تكبير و تهليل حق تعالى را ، پس حق تعالى چنين مقرّر فرمود كه دوست من و على داخل جهنّم نشود و دشمن من و على داخل بهشت نشود ، به درستى كه حق تعالى ملكى چند آفريده است كه در دست ايشان ابريقهاست از نقرهء بهشت ، و آن ابريقها را پر كرده‌اند از آب حيات كه چشمه‌اى است از جنّة الفردوس . چون اراده مىنمايد پدر يكى از شيعيان على كه با مادر او مقاربت نمايد در وقتى كه حق تعالى مىخواهد كه نطفهء او منعقد شود ، يكى از آن ملائكه مىآيد و از آن آب بهشت قدرى مىريزد در آبى كه او در آن وقت مىآشامد و آن آب با نطفهء او مخلوط مىگردد ، پس به اين سبب به هم مىرسد در دل او محبّت من و على و فاطمه و حسن و حسين و نه امام از فرزندان حسين .

هامش
( 1 ) علل الشرايع 134 با كمى اختلاف .