امير المؤمنين عليه السّلام و حال آنكه خوفهاى ايشان به ايمنى مبدّل شده باشد ، و عورتهاى ايشان پوشيده باشد ، و شدّتهاى قيامت بر ايشان آسان گردد ، و از اهوال قيامت به سهولت بگذرند ، و مردم ترسند و ايشان نترسند ، و مردم تشنه باشند و ايشان سيراب .
چون به در بهشت برسى ، دوازده هزار حورى به استقبال تو بشتابند كه پيش از تو به استقبال كسى نرفته باشند ، و حربههاى نور در دست داشته باشند ، بر ناقههاى نور سوار باشند كه جهاز آن ناقهها از طلاى زرد و ياقوت باشد ، و مهارهاى آنها از مرواريد تر و ركابهاى آنها از زبرجد باشد ، در ميان جهاز هر ناقه بالشى از سندس باشد .
چون داخل بهشت گردى ، تمام اهل آن شادى كنند و يكديگر را بشارت دهند ، و براى شيعيان تو خوانها از الوان جواهر بر عمودهاى نور نصب كنند ، و ايشان از آن خوانها طعام تناول كنند در وقتى كه مردم مشغول حساب باشند ايشان از نعيم بهشت متنعّم گردند .
چون دوستان خدا و ائمّه در بهشت قرار گيرند ، به زيارت تو آيند جميع پيغمبران از آدم تا خاتم .
و در ميان بهشت دو مرواريد هست كه از يك رشته برآمده ، يكى از آن مرواريدها سفيد است ، ديگرى زرد ، و در هر يك از آنها هفتاد هزار قصر است و در هر قصر هفتاد هزار خانه ، پس آن قصرهاى سفيد منزلهاى ما و شيعيان ماست ، و قصرهاى زرد منازل ابراهيم و آل ابراهيم است .
فاطمه عليها السّلام گفت : اى پدر بزرگوار من نمىخواهم مرگ تو را ببينم و بعد از تو زنده بمانم ، حضرت فرمود : جبرئيل مرا از جانب حق تعالى خبر داده اوّل كسى كه از اهل بيت من به من ملحق مىشود توئى ، پس واى بر كسى كه ظلم كند بر تو ، رستگارى عظيم براى كسى است كه تو را يارى كند « 1 »
هامش
( 1 ) تفسير فرات كوفى 445 .