تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
آسيه زن فرعون با او باشد ، ايشان نيز با تو روانه شوند . چون به ميان صحراى محشر برسى و منادى از زير عرش ندا كند كه همهء خلايق بشنوند كه : بر هم گذاريد ديده‌هاى خود را تا بگذرد فاطمهء صدّيقه دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آن زنان مطهّره كه با اويند ، پس در آن روز نظر بسوى تو نكند مگر دو كس : پدر تو ابراهيم و شوهر تو علىّ بن أبي طالب ، پس آدم حوّا را طلب كند و او با مادر تو خديجه در پيش روى تو بيايند . پس از براى تو منبرى از نور نصب كنند كه هفت پايه داشته باشد ، ميان هر پايه تا پايه ديگر صفهاى ملائكه ايستاده باشند و علمهاى نور به دست داشته باشند ، و حوريان از جانب راست و چپ منبر صف كشند ، و نزديكترين زنان به تو از جانب چپ تو حوّا و آسيه باشند . چون بر بالاى منبر برآئى ، جبرئيل از جانب خداوند جليل به نزد تو آيد و گويد : اى فاطمه ! حاجت خود را طلب كن ، پس گوئى : پروردگارا به من نما حسن و حسين را ، پس هر دو به نزد تو آيند و از رگهاى گردن حسين خون ريزد و او گويد : پروردگارا بگير امروز حق مرا از آنان كه بر من ستم كرده‌اند . در آن وقت درياى غضب حق تعالى به جوش آيد از براى غضب او ، ملائكه و جهنّم به خروش آيند ، جهنّم نعره زند و زبانه‌اى از آن به صحراى محشر درآيد ، و قاتلان آن امام مظلوم را بربايد و فرزندان ايشان را و فرزندان فرزندان ايشان را ، پس فرزندان ايشان گويند كه : پروردگارا ! ما حاضر نبوديم در وقت قتل حسين ، پس حق تعالى ندا كند زبانهء جهنّم را كه : بگير ايشان را كه علامت ايشان كبودى چشم و سياهى روى ايشان است ، بگيريد مويهاى پيشانى ايشان را ، و بر روى بكشيد در پائين‌ترين طبقات جهنّم بيندازيد ، به درستى كه ايشان سخت‌تر بودند بر دوستان حسين از پدرانشان كه با حسين محاربه و او را شهيد كردند . پس جبرئيل گويد : اى فاطمه ! حاجت خود را بطلب ، تو گوئى : خدايا شيعيانم را مىخواهم ، پس حق تعالى فرمايد : گناهان ايشان را آمرزيدم ، تو گوئى : پروردگارا شيعيان خود و دوستان ايشان را مىخواهم ، حق تعالى فرمايد : برو و هر كه چنگ در دامان تو زند او را به بهشت بر . پس در آن وقت آرزو كنند همهء خلايق كه از دوستان و شيعيان فاطمه باشند . پس روانه شوى با شيعيان خود ، و دوستان فرزندان خود ، و شيعيان
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 285 | العلامة المجلسي