آنها وارد مصر شدند ، همين علامت آمدن سفيانى است . قبل از آن كسى قيام مىكند كه مردم را دعوت به پيروى از آل محمد صلّى اللَّه عليه و إله مينمايد ، تركها در حيره ( محلى نزديك كوفه بوده ) و روميان در فلسطين فرود مىآيند .
در آن هنگام عبد اللَّه ( دجال ) قيام مىكند و در سر نهر قرقيساء « 1 » بلشكر ترك و روم ميرسد و جنگ سختى در ميگيرد و پادشاه مغرب همه جا را زير پا ميگذارد مردان را ميكشد و زنان را اسير مىكند آنگاه بقيس « 2 » برميگردد . سفيانى در جزيره « 3 » فرود مىآيد ، و شخص يمنى نيز خروج مىكند . هر چه شخص يمنى و سلطان مغرب بغنيمت بردهاند ، همه را سفيانى از آنها ميگيرد ، و سپس بكوفه ميرود و ياران آل محمد را بقتل مىرساند و مردى از ناموران آنها را ميكشد .
در آن موقع مهدى قيام مىكند . امير لشكر او مردى بنام شعيب بن صالح است وقتى اهل شام ديدند مردم شام با پسر ابو سفيان بيعت كردند ؛ همه با او به مكه ميروند در آن وقت مرد پاكدلى از ( بنى هاشم ) بقتل ميرسد ، برادر وى نيز در مكه است ولى دسترسى به او پيدا نميكنند . آنگاه صدائى از آسمان شنيده مىشود كه ميگويد اى مردم امير شما فلانى است و اين همان مهدى است كه زمين را پر از عدل و داد مىكند چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد .
در غيبت شيخ از عبد اللَّه بن عمر روايت مىكند كه گفت : پيغمبر فرمود قيامت برپا نخواهد شد تا اينكه شصت دروغگو پيدا شوند و همه ادعا كنند كه ما پيغمبريم
هامش
( 1 ) قرقيسا - محلى در كنار نهر فرات بوده ( مراصد ) .
( 2 ) قيس - از قديم بلوكى از مصر واقع در سمت غربى رود نيل بوده است ( مراصد )
( 3 ) جزيره - كه آن را « جزيرهء اقور » هم ميگويند واقع در بين شط دجله و فرات است جزيره در همسايگى شام و مشتمل بر « ديار مضر » و « ديار بكر » است چون در بين دو شط دجله و فرات واقع شده لذا جزيره خوانده مىشود حران ، رها ، رفه ، رأس عين ، نصيبين ، سنجار خابور ، ماردين ، آمد ميافارقين و موصل از شهرهاى مهم جزيره است ( مراصد )