از سمت صفا است ، انگشتر سليمان و عصاى موسى با اوست آن انگشتر را بر روى هر مؤمنى كه ميگذارد ، در جاى آن نوشته مىشود : « اين مؤمن حقيقى است » و بر روى هر كافرى بگذارد نوشته مىشود « اين كافر حقيقى است » تا جايى كه مؤمن صدا مىزند اى كافر واى بر تو و كافر صدا مىزند : اى مؤمن خوش به حالت ! دوست داشتم من هم امروز مثل تو بودم و بچنين سعادتى برسم .
سپس دابة الارض سر خود را بلند مىكند و مردمى كه در بين مشرق و مغرب هستند بعد از طلوع خورشيد از جانب مغرب باذن خدا او را مىبينند در آن وقت ديگر توبه برداشته مىشود . نه توبهاى قبول و نه عملى بسوى خدا بالا ميرود ، و ايمان كسى كه پيشتر ايمان نياورده يا در حال ايمان خيرى كسب نكرده بود به حال صاحبش سودى ندارد . آنگاه حضرت فرمود : از آنچه بعد از آن روى ميدهد از من نپرسيد . زيرا حبيبم رسول خدا با من عهد بسته كه جز به عترت خود اطلاع ندهم .
نزال بن سبره به صعصعه گفت : مقصود امير المؤمنين از اين حرف چه بود ؟ صعصعه گفت : اى پسر سبره ! آن كسى كه عيسى بن مريم پشت سر او نماز ميگزارد ، دوازدهمى از عترت نهمى از اولاد حسين بن على عليه السّلام است و اوست خورشيدى كه از مغرب خود ( يعنى محلى كه ناپديد شده ) طلوع مىكند و در بين ركن و مقام ظاهر مىشود و زمين را پاك مىكند و ترازوى عدل را برقرار مينمايد ، بطورى كه هيچ كس به ديگرى ظلم نمىكند . امير المؤمنين عليه السّلام هم فرمود : كه حبيبش پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و إله از وى پيمان گرفته كه آنچه بعد از آن روى خواهد داد جز بعترت وى ائمه طاهرين ، به كسى اطلاع ندهد .
صدوق اين روايت را در كمال الدين از نافع از عبد اللَّه بن عمرو او از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و إله هم روايت نموده است .
آيا دجال يهودى است ؟
و هم صدوق در كمال الدين از نافع از عبد اللَّه بن عمر روايت كرده كه گفت : يك روز
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 966
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٦٦