گرد آيند . چنان كه خداوند در اين آيه شريفه ميفرمايد :
أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً . إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
. « 1 »
چون اين عده در نزد وى اجتماع كنند ، كار او بالا گيرد و بعد از آنكه پيمان وفادارى ميان او و يارانش كه ده هزار مرد ميباشند ، منعقد گرديد ، بفرمان الهى قيام مىنمايد و چندان از دشمنان خدا را بقتل رساند كه خداوند خشنود گردد .
عرضكردم : آقا ! چگونه بدانيم خداوند خشنود شده است ؟ فرمود : خداوند رحمتى بدل وى ميفرستد و او ميداند كه ديگر خداوند از كشتن آن همه دشمنان دين خشنود شده است .
نيز در كفاية الاثر از صقر بن ابى دلف روايت كرده كه گفت : از آن حضرت شنيدم ميفرمود : امام بعد از من پسرم على است امر او امر من و گفته او گفته من و پيروى از او پيروى از من است . امام بعد از او فرزندش حسن است امر او امر پدرش گفتهء او گفتهء پدرش و طاعت وى طاعت پدرش مىباشد . سپس حضرت سكوت فرمود . من عرضكردم :
يا ابن رسول اللَّه بعد از فرزند شما حسن ، امام كيست ؟ حضرت سخت گريست . آنگاه فرمود : امام بعد از حسن فرزندش قائم به حق و منتظر است . عرضكردم : چرا او را قائم ميگويند ؟ فرمود : زيرا بعد از آنكه مردم او را فراموش كردند و غالب معتقدين بامامتش منحرف شدند قيام خواهد كرد . عرضكردم : چرا او را منتظر گويند ؟
فرمود : زيرا او غيبتى طولانى خواهد كرد و علاقمندانش در انتظار او بسر برند و آنها كه ترديد دارند منكرش شوند و دشمنان وجود او را بمسخره گيرند و آنها كه وقت ظهورش را تعيين ميكنند دروغگو باشند ، و كسانى كه در آمدنش شتاب دارند به هلاكت افتند ، و آنان كه تسليم تقدير الهى هستند از آن ورطه نجات يابند .
نيز در كتاب ياد شده از آن حضرت روايت شده كه فرمود : چون سه اسم محمد و على و حسن در ما ائمه دنبال هم باشد ، چهارمى قائم آنهاست .
هامش
( 1 ) در صفحه 262 گذشت .