تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
عرضكردم : در آن وقت بچه كسى پناه ببريم ؟ حضرت سكوت نمود آنگاه سه بار فرمود : كسى نيست كه بوى پناه بريد ! من دوباره پرسيدم : بكى پناه ببريم ؟ سه بار فرمود : راهى به او نيست براى سومين بار پرسيدم : بچه كسى پناه ببريم ؟ فرمود : گاهى اوقات او در مدينه است : عرضكردم كدام مدينه ؟ فرمود : همين مدينه كه ما در آن هستيم مگر غير از اين جا مدينه ديگرى هم هست ؟ احمد بن هلال راوى اين حديث ميگويد : ابن بزيع نقل كرد كه امية بن على قيسى به خدمت حضرت رسيد و همين سؤال را كرد و حضرت نيز همين جواب را داد . مؤلف : اينكه فرمود : گاهى اوقات در مدينه است ، اشاره باينست كه بعضى از مردم آن حضرت را مىبينند . در غيبت نعمانى نيز مانند اين حديث را آورده است . نيز غيبت نعمانى از عبد العظيم حسنى روايت نموده كه گفت : شنيدم حضرت ابو جعفر امام محمد تقى عليه السّلام ميفرمود : چون فرزند على ( امام على النقى عليه السّلام ) وفات كند ، چراغى بعد از وى پديد آيد و بعد پنهان شود . واى بر كسى كه در بارهء او شك كند و خوش به حال عربها كه دين خود را حفظ كرده‌اند . بعد از آن حوادثى روى دهد كه جوانان را پير كند و اوضاع بحرانى و هرج و مرج سختى بوقوع پيوندد . در كفاية الاثر نيز از حضرت عبد العظيم روايت نموده كه گفت : به آن حضرت عرض كردم : من اميدوارم قائم آل محمد كه مىآيد و زمين را پر از عدل و داد مىكند چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد ، شما باشيد . فرمود : اى ابو القاسم ! هر يك از ما ائمه براى پيشرفت فرمان خدا قيام كرده‌ايم و راهنماى دين الهى ميباشيم ولى آن قائم كه خداوند بوسيلهء او زمين را از دست كفار و منكران گرفته و پر از عدل و داد مىكند من نيستم . او كسى است كه ولادتش بر مردم پوشيده خواهد ماند و خودش غائب مىشود و افشاى نامش حرام است . او در نام و كنيه همنام پيغمبر خداست . اوست كه زمين برايش هموار ميگردد ، و هر امر دشوارى برايش آسان مىشود ، و سيصد و سيزده تن از يارانش بتعداد نفرات لشكر اسلام در جنگ بدر از نقاط دور زمين در اطرافش