گفت : آرى من يوسفم و اين ( بن يامين ) هم برادرم مىباشد .
و نيز شيخ صدوق ( ره ) در علل الشرائع از سدير نقل مىكند كه امام جعفر صادق ( ع ) فرمود : قائم ما را غيبتى است كه مدت آن طولانى خواهد شد . عرضكردم : يا ابن رسول اللَّه براى چه غيبت مىكند ؟ فرمود : خداوند عزّ و جلّ اراده نموده كه علائم تمام انبياء را در مدت غيبتشان ، در بارهء او نيز عملى گرداند ، اى سدير ! قائم ناچار از آن است كه برابر مدت غيبت تمام پيغمبران ، غيبت كند چنان كه خداوند در قرآن ميفرمايد :
لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ
يعنى هر سنتى كه قبل از شما بوده در اين امت نيز جارى است .
و نيز صدوق عليه الرّحمه در « امالى » از آن حضرت نقل مىكند كه در باره امام زمان عجّل اللَّه فرجه اين شعر را فرمود :
* * *
لكلّ اناس دولة يرقبونها * و دولتنا في آخر الدّهر يظهر
* * * يعنى : هر گروهى از مردم دولتى دارند كه انتظار آن را ميكشند و دولت ما نيز در آخر الزّمان ظاهر ميگردد .
در كمال الدين از صفوان بن مهران از آن سرور روايت نموده كه فرمود :
هر كس تمام ائمه طاهرين را تصديق كند ولى منكر وجود مهدى موعود باشد مثل اين است كه اعتقاد به تمام پيغمبران داشته باشد ولى منكر نبوت پيغمبر اسلام شود .
عرض شد يا ابن رسول اللَّه ! مهدى كيست ، آيا او از فرزندان شماست ؟ فرمود :
پنجمين نفر از اولاد هفتمين امام است . او از نظر شما غائب شود و جايز نيست نامش را ببريد « 1 »
هامش
( 1 ) در پاورقى صفحه 236 راجع به منع از بردن نام مخصوص امام زمان ( ع ) سخن گفتيم در اينجا باز هم متذكر ميشويم كه برخى از علما و محدثين گذشته ما از قبيل شيخ صدوق و علامه مجلسى و اخيرا محدث نورى و ديگران اين گونه روايات را حمل بر ظاهر نموده و ذكر نام حضرت را مطلقا قبل غيبت و بعد از آن حرام ميدانند ولى عدهء ديگر آن را مكروه دانستهاند . بطورى كه در نجم الثاقب مينويسد : اين موضوع در زمان شيخ بهائى و مير داماد دو دانشمند بزرگ شيعه مورد بحث و گفتگو واقع شد ، و هر كدام نظرى ابراز نموده و جمعى هم بطرفدارى هر يك برخاسته و كار بالا گرفت ! ، ما نوشتيم كه از مجموع روايات استفاده مىشود كه اصرار و تأكيدى كه در اين خصوص رسيده ، مربوط بايام ولادت آن حضرت و بعد از آن پيش از غيبت كبرى بوده است . دانشمند نامى « سعد بن عبد اللَّه اشعرى » قمى متوفاى بسال 299 يا 301 در كتاب ارجدار « المقالات و الفرق » كه اخيرا منتشر شده و بدست ما رسيده است ضمن بحث از عقيده شيعه اماميه در بارهء حضرت مهدى حجت بن الحسن العسكرى ( ع ) ( صفحه 105 ) مينويسد وقتى امام صادق و امام كاظم عليهما السّلام از اينكه مشهور شوند و نام آنها را ببرند بخاطر حفظ از دشمنان و رعايت تقيه جلوگيرى نمودهاند ، چگونه جايز است كه ما در اين زمانها ( ايام ولادت و كودكى امام زمان ) ترك تقيه كنيم و با اينكه ميدانيم دشمن سخت در جستجوى آن حضرت است و كاملا مراقبت دارند و حكومت بر آنها ستم روا ميدارد ، نام حضرت را ببريم و از محل وى سخن بگوئيم ؟ بنا بر اين بايد بگذاريم حضرت مخفى بماند تا خود وى و دوستانش و دوستان پدرش از خطر محفوظ بمانند » و بنقل محدث نورى در نجم الثاقب باب دوم ، حسن بن موسى نوبختى فيلسوف و دانشمند نامى شيعه متوفى بسال 300 يا 310 نيز در كتاب « الفرق و المقالات » مينويسد : و لا يجوز ذكر اسمه و لا السؤال عن مكانه حتّى يؤمن بذلك يعنى : جايز نيست نام آن حضرت برده شود و از محل وى سؤال شود ، تا از خطر محفوظ بماند . اين همان معنى است كه بعقيدهء ما منع از ذكر نام حضرت مربوط به زمان تقيه ، يعنى ايام ولادت و غيبت صغراى حضرت است .