تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
حسن . احتمال هم دارد كه ( بر فرض صحت ) جمله « اسم ابى » در اصل « اسم ابنى » يعنى نام پدرش نام فرزند من است ، باشد زيرا نام پدر مهدى حسن بوده است . ولى امام احمد بن حنبل با دقتى كه در نقل و حفظ حديث دارد ، اين خبر را در چندين جا به همان لفظ « نامش نام من است » ذكر كرده است . مؤلف كشف الغمه ( كه خود از علماى شيعه است ) بعد از نقل اين مطلب ميگويد : علماى شيعه اين حديث را صحيح نمىدانند ، زيرا در نزد ما نام امام زمان و نام پدرش معلوم بوده است ولى چون اهلسنت اين جمله را در حديث زياد ميدانند ، ناگزير از آنند كه بنحو مذكور آن را تصحيح كنند ، تا بدين گونه ميان اقوال و روايات مختلف را جمع كرده باشند « 1 »
هامش
( 1 ) محدث خيبر حاج ميرزا حسين نورى در باب چهارم « نجم الثاقب » مينويسد : ابن حجر مكى كه از دشمنان سرسخت شيعه است . در كتاب « صواعق المحرقه » اين روايت را دليل بر رد عقيده شيعه نسبت بمهدى موعود حجت بن الحسن ( ع ) دانسته و گفته است : نام پدر مهدى به عكس عقيده شيعه ، عبد اللَّه است ، نه حسن ! . سپس محدث نورى ميگويد : در تمام اخبار شيعه و بيشتر روايات اهل سنت كه از پيغمبر راجع بمهدى موعود نقل شده فقط « اسمه اسمى » يعنى نامش نام من است ، آمده چنان كه در روايت ( زرّ بن حبيش ) از عبد اللَّه بن مسعود از رسول خدا نقل شد ، و جمله « اسم پدرش اسم پدر من است » فقط در حديث ( زائدة بن ابى الرقاد باهلى ) است كه بزرگان اهل تسنن نوشته‌اند وى عادت داشته چيزى بر احاديث ميافزود ! چنان كه كنجى شافعى گفته . و سپس همين كنجى قريب سى نفر از بزرگان محدثين معتبر اهلسنت را نام ميبرد كه همين روايت را از عاصم از زرّ از عبد اللَّه بن مسعود نقل كرده‌اند كه فقط پيغمبر فرمود « نامش نام من است » . آنگاه محدث نورى به تفصيل در پاسخ ابن حجر سخن گفته و گفتار كنجى را نقل مىكند ، و از جمله ميگويد : بر فرض اينكه حديث صحيح باشد . اگر كنيهء را اسم بدانيم چنان كه استعمال هم مىشود ، منظور از « نام پدرش » اينست كه كنيهء پدر مهدى ( ع ) ابو محمد بوده و چنان كه در كتاب « ضياء العالمين » است كنيهء پدر پيغمبر هم ابو محمد بوده است ! به نظر ما ( مترجم اين كتاب ) اگر اين جمله در روايت زائدة بن ابى الرقاد ، زياد نباشد احتمالى كه كنجى داده و آن را نپذيرفته است ، از ساير توجيهات بهتر و مناسب‌تر است . تعجب است كه كنجى و مؤلف كشف الغمه و محدث نورى و ديگران توجه به اين موضوع نداشته‌اند . زيرا اين مطلب در صفحه 295 از عبد اللَّه عمر و صفحه 285 نيز از غيبت شيخ « و اسم ابيه اسم ابنى » است . معلوم مىشود ، اين جمله در بعضى از اخبار شيعه و سنى آمده است ، ولى در اصل « ابى » بوده ، و بواسطه عدم توجه راوى در نقل يا كاتب هنگام نوشتن « ابى » ضبط شده ، و منشأ اين اشتباه و درد سر گرديده است ، چنان كه بسيار هم اتفاق مىافتد . دليل اين موضوع حديث ابن ابى ليلا است كه در صفحه 276 از امالى شيخ طوسى نقل شد كه پيغمبر فرمود : اسمه كاسمى و اسم ابيه كاسم ابنى ! يعنى : نام قائم مانند نام من و نام پدرش مثل نام فرزندم مىباشد . اين درست همان است احتمالى كه كنجى شافعى داده است ! با توجه به آنچه گفته شد ، اگر در بعضى از روايات آمده كه كنيهء مهدى « ابو عبد اللَّه » يا ابو جعفر يا كنيه‌اش كنيهء عمويش است ، اگر توجيه نشود و ساختهء دشمنان شيعه و راويان خود سر نباشد ، چون مخالف روايات معتبر شيعه و سنى است ، اعتبارى ندارد ، و حتما اشتباهى از راوى يا كاتب بوده است .