تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
اين است كه وى از تيره عبد القيس و نامش على بن محمد بن عبد الرحيم و مادرش از بنى اسد دختر اسد بن خزيمه و جد مادرش محمد بن حكيم اسدى از اهل كوفه است . ابن اثير در كامل « 1 » و مسعودى « 2 » در مروج الذهب مينويسند : از روايات
هامش
( 1 ) ابن اثير كنيهء سه برادر از دانشمندان اهل تسنن است . نخست مجد الدين ابو السعادات مبارك بن محمد بن محمد بن عبد الكريم شيبانى جزرى اربلى ( 554 - 606 ) مؤلف كتابهاى « الانصاف » در جمع بين كشف و كشاف در تفسير قرآن كه از تفسير ثعلبى و زمخشرى گرفته . و « جامع الاصول في احاديث الرسول » كه اخبار صحاح ششگانه اهل سنت را در آن جمع نموده ، و « نهايه » كه معروف به « نهايهء ابن اثير » است . برادر دوم : عز الدين ابو الحسن على بن محمد متوفى بسال 630 در تاريخ و حديث و رجال مهارتى بسزا داشته كتاب مشهور « كامل التواريخ » معروف بتاريخ ابن اثير در نه جلد كه از ابتداى خلقت شروع و به آخر سال 628 پايان ميپذيرد ، و كتاب « اسد الغابة في معرفة الصحابة » در رجال شاهكار اوست . برادر سوم : ضياء الدين ابو الفتح نصر اللَّه بن محمد متوفى بسال ( 637 ) مردى منشى و نويسنده و اديب بوده . كتاب « المثل السائر في ادب الكاتب و الشاعر » تأليف اوست . ( 2 ) مسعودى - ابو الحسن على بن حسين بن على مسعودى هذلى از مورّخين و جغرافىدانان نامى اسلام و مؤلف تاريخ معروف « مروج الذهب » است . دانشمندان شيعه و سنى در بارهء عقيدهء مذهبى وى اختلاف نظر دارند . علامهء حلى ( ره ) در كتاب « خلاصه » او را از دانشمندان شيعه شمرده و ميفرمايد : او راست كتابى در امامت و غيره ، مانند كتاب « اثبات الوصيه » كه در اثبات خلافت و وصايت امير المؤمنين عليه السلام نوشته است . نجاشى نيز در رجال او را از راويان شيعه دانسته و ميگويد : كتاب « الوصيه » از اوست . ولى جمعى ديگر در صحت انتساب « اثبات الوصيه » بمسعودى مزبور ترديد دارند و ميگويند از مروج الذهب هم دليلى كه تلقى بقبول باشد بر تشيع وى ديده نميشود . اما خواه اثبات الوصيه از او باشد يا نه ، آنچه مسلم است ، مسعودى مؤلف مروج الذهب مورد اعتماد كامل دانشمندان شيعه است و كتاب مروج الذهب او از مدارك مهم تاريخى ماست . مسعودى در بغداد رشد كرد سپس بجهانگردى پرداخت و فارس و كرمان را در سنهء 309 هجرى سياحت نمود . آنگاه هند رفت و ايالت ملتان و سر نديب ( سيلان ) را از نظر گذرانيد ، سپس بكشتى نشست و بشهرهاى چين و درياى هند رهسپار گرديد . در سال 314 نيز سفر دوم خود را به سمت ما وراء آذربايجان و گرگان شروع نمود و از شام و فلسطين سر در آورد ! . وى گاهى در مصر و زمانى در شام سكونت داشت .