فرمود پيروان آدم و شيث ميگويند : به خدا قسم ! اين صحف حقيقى آدم و شيث است اين مرد آنچه را ما از صحف آدم و شيث نميدانستيم و بر ما پوشيده بود ، و يا از آن حذف و يا تبديل و تحريف شده بود ، بما ياد داد .
سپس صحف نوح و ابراهيم و تورات و انجيل و زبور را ميخواند . پيروان تورات و انجيل و زبور ميگويند : به خدا قسم ! اين همان صحف حقيقى نوح و ابراهيم است كه چيزى از آن سقط نشده و تبديل و تحريف نگرديده ، به خدا قسم ! تورات جامع و زبور تمام و انجيل كامل همين است و اين بيش از كتبى است كه آن را خواندهايم سپس قرآن مىخواند مسلمانان ميگويند : به خدا قسم ! اين همان قرآن حقيقى است كه خداوند بر پيغمبر نازل كرده ، چيزى از آن كم نشده و تحريف و تبديل نگرديده است .
آنگاه دابة الارض در بين ركن و مقام ظاهر مىشود و در صورت مؤمنين كلمهء « مؤمن » و در صورت كافران كلمهء « كافر » را مىنويسد . سپس مردى كه صورتش به عقب و پشتش به سينه برگشته است ، بنزد قائم آمده جلو او ميايستد و ميگويد : آقا ! من بشر هستم يكى از فرشتگان به من دستور داده كه به خدمت شما برسم و نابودى لشكر سفيانى را در بيابان « بيداء » بشما اطلاع دهم .
ماجراى فرو رفتن لشكر سفيانى در زمين بيداء
قائم بوى ميگويد : داستان خود و برادرت را شرح بده . آن مرد ميگويد :
من با برادرم در لشكر سفيانى بوديم ، از دمشق تا زوراء هر جا آبادى بود ويران ساختيم و به حال خراب گذاشتيم ، سپس كوفه و مدينه را نيز خراب كرديم و منبر پيغمبر را شكستيم و قاطران خود را در مسجد بستيم .
آنگاه از آنجا خارج شديم در حالى كه نفرات ما سيصد هزار لشكر بود و مى - خواستيم به مكه بيائيم و خانهء خدا را ويران سازيم و اهل مكه را بقتل رسانيم ؛ ولى