تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1152

مساهمون:

ص١١٥٢
روشن گردد . مفضل گفت : در طول غيبت با كى انس ميگيرد و با كى گفتگو مىكند و كى با او سخن مىگويد ؟ فرمود : فرشتگان خدا و افراد با ايمان طائفه جن با وى سخن ميگويند و دستورات و ( توقيعات ) او براى موثقين و نمايندگان و وكلايش صادر مىشود . و همان روز كه وى در صابر غائب مىشود محمد بن نصير نميرى ، خود را باب او ( و رابط ميان او و شيعيان ) معرفى مىكند ، آنگاه ( بعد از غيبت طولانى ) در مكه آشكار ميگردد . اى مفضل ! گويا او را مىبينم كه وارد شهر مكه شده و لباس پيغمبر را پوشيده و عمامه زردى بر سر گذاشته است ، و نعلين وصله شده پيغمبر را به پا كرده و عصاى آن حضرت را بدست گرفته چند بز لاغر را جلو انداخته و بدين گونه به طرف خانه خدا ميرود بدون اينكه كسى او را بشناسد و بسن جوانى آشكار ميگردد . مفضل گفت : آيا به صورت جوان برميگردد يا با حالت پيرى ظهور مىكند فرمود : سبحان اللَّه مگر از حالا كسى ميداند ؟ وقتى خدا فرمان ظهورش را صادر كند هرطور او بخواهد و بهر صورتى كه او صلاح بداند ظاهر مىشود . مفضل گفت : آقا ! از كجا ظاهر مىشود و چگونه آشكار ميگردد ؟ فرمود : اى مفضل او به تنهائى آشكار مىگردد و تنها به طرف خانهء خدا مىآيد و تنها داخل كعبه مىشود و چون شب فرا رسد همچنان تنهاست ، وقتى چشمها بخواب رفت و شب كاملا تاريك شد جبرئيل و ميكائيل و دسته دسته فرشتگان بر وى فرود مىآيند و در آن ميان جبرئيل بوى مىگويد : اى آقاى من هر چه بفرمائى پذيرفته است و فرمانت رواست . او ( قائم ) هم دست بر رخسارش ميكشد و ميگويد :