شما صاحب ما هستيد ؟ حضرت فرمود : من صاحب شما هستم ؟ آنگاه پشت بازوى مباركش را گرفت و فرمود من پيرمردى سالخوردهام صاحب شما جوانى نورس است .
مؤلف : « من صاحب شما هستم » استفهام انكارى است ( يعنى صاحب الامر شما نيستم ) و احتمال دارد به اين معنى باشد كه : من صاحب شما هستم ولى آن قائمى كه شما در نظر داريد نيستم .
نيز در احتجاج از حضرت امام حسن مجتبى و آن حضرت از پدر بزرگوارش امير المؤمنين صلوات اللَّه عليهما روايت نموده كه فرمود : خداوند در آخر الزمان و روزگارى سخت در ميان جهل و نادانى مردم ، مردى را برمىانگيزد و او را با فرشتگان خود تأييد مىكند و ياران او را حفظ مينمايد و با آيات و نشانههاى خودش نصرت مىدهد و بر كرهء زمين غالب ميگرداند تا آنجا كه مردم پارهاى از روى ميل و گروهى با اجبار بدين خدا ميگروند .
سپس او زمين را پر از عدل و داد و نور و برهان مىكند . تمام مردم جهان در برابر وى خاضع ميشوند . هيچ كافرى باقى نميماند ، جز اينكه مؤمن مىشود ، و هيچ بدكارى نميماند جز اينكه اصلاح ميگردد . در دولت او درندگان آزادانه زندگى ميكنند و زمين چنان كه بايد گياهان خود را بيرون ميدهد و آسمان بركات خود را فرو ميفرستد . گنجها ( و معادن ) زمين براى او آشكار مىشود و چهل سال در بين مشرق و مغرب عالم سلطنت مىكند خوش به حال آنها كه روزگار او را درك ميكنند و سخنان او را ميشنوند « 1 »
هامش
( 1 ) موضوع سن امام زمان ( ع ) هنگام ظهور ، بهترين وسيله تبليغاتى اعضاء حزب سياسى بهائى است . زيرا چنان كه مينويسند ميرزا على محمد شيرازى پسر ميرزا رضا بزاز ، كه با تحريك اجانب ادعاى مهدويت كرد ، بيست و پنجساله بوده است ، بهائيان آن را دليل بر اثبات ادعاى وى گرفتهاند . ابو الفضل گلپايگانى ، كه با نوشتن كتاب « فرائد » و جعل و نقل و تحريف و سوء استفاده از آيات قرآنى و بعض احاديث ، بزرگترين خدمت را بسران بهائى كرده است ؛ در فرائد اين حديث را دستاويز قرار داده و با نيرنگ بازى مخصوص به خود مينويسد : مرحوم مجلسى در مجلد « غيبت » از كتاب بحار در باب كيفيت ظهور قائم از ابى بصير و او از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت ميفرمايد : كه چون قائم خروج فرمايد هر آينه مردم او را انكار نمايند . زيرا كه رجوع مينمايد بايشان در حالى كه جوان « موفق » رسيده است . » ! سپس گلپايگانى چند حديث اين باب و باب هيجدهم و ابواب ديگر را تقطيع نموده و بعد از نقل و ترجمه دلخواه خود اين طور نتيجه ميگيرد كه چون على محمد باب جوان بود و مردم او را انكار كردند ، پس او همان امام زمان است ! ! ! آرى اگر كسى فقط كتاب « فرائد » گلپايگانى را بخواند ، ممكن است فريب بخورد ، چنان كه بسيارى هم كه تنها بقاضى ميروند ، خواندند و كوركورانه بصف اغنام اللَّه درآمدند ، ولى شما خوانندگان كه تمام آن احاديث و زائد بر آن را فعلا به تمام و كمال و بدون كم و كاست گلپايگانى در اينجا ميخوانيد با كمال بىطرفى بامور ذيل توجه داشته باشيد :
1 - خوانندگان روايات اين باب را كه از سن قائم سخن ميگويد از اول تا آخر بخوانند به بينند ساير علامات قائم هم با ميرزاى باب تطبيق مىكند ، يا فرسنگها فاصله دارد ؟ ! 2 - گلپايگانى بحديث يحيى بن سالم استدلال مىكند كه امام باقر فرمود : صاحب ؛ سنش از ما كمتر است ( أصغرنا سنا ) ولى او فراموش كرده است كه امام محمد تقى ( ع ) امام دهم در سن نه سالگى بمقام امامت رسيد ، و مسلما سن ميرزا على محمد امام زمان ابو الفضل گلپايگانى كه بقول او 25 ساله بوده ، از آن حضرت كمتر نبوده ! معنى حديث اين است كه : امام زمان شيعه يعنى حجة بن الحسن العسكرى در سال 260 هجرى كه پدر بزرگوارش وفات كرده ؛ پنجساله بود ، و در اين سن بسيار كم كه از تمام ائمه كمتر بوده است ، بمقام امامت رسيد ؛ مثل عيسى بن مريم كه در گهواره مقام نبوت داشت (وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا) اين معنى با صراحت از حضرت امام باقر و امام صادق و امام رضا عليهم السلام در صفحه 64 همين كتاب روايت شده است آن را بخوانيد .
3 - در روايات بسيارى چنين رسيده كه آن حضرت « شيخ السن و شاب المنظر » يعنى از لحاظ سن ، پير ولى به صورت جوان است ، و در روايت سوم همين باب هم صريحا بعد از ذكر اوصافش كه ابدا با ميرزاى شيرازى مناسبت ندارد ميفرمايد : ولادتش مخفى ، شخصا غائب ، عمرش طولانى و بعد به صورت جوانى چهل ساله قيام مىكند ! كجاى اين علائم با ميرزاى بيچاره قابل تطبيق است ؟ ! .