ناراست و كم نيست / آيا ندانستيد كه پسر ما در نزد ما دروغگو نيست / و جز با كلام باطل با او سخن گفته نمىشود در جاى ديگرى گفته است :
همانا خداوند پيامبر خود محمد را مورد اكرام قرار داد / پس گرامىترين مخلوق خداوند در بين مردمان احمد است / خداوند براى بزرگداشت پيامبر نام او را از نام خودش مشتق كرد / پس نام صاحب عرش ( خداوند ) محمود و نام اين پيامبر ( محمد ) است و در بيت ديگرى سروده است :
اين ستمى است كه پيامبرى براى خواندن مردم به هدايت آمده ؟ / و اين امرى است متقن كه از جانب صاحب عرش ( خدا ) فرود آمده است و در بيت ديگرى چنين گفته است :
آيا ندانستيد كه ما محمد را پيامبرى يافتيم / همچون موسى ( ع ) كه در كتب متقن ( آسمانى ) نام او نوشته شده بود و از اشعار اوست كه مىگويد :
پيامبرى است كه وحى از جانب پروردگارش به او مىرسد / پس كسى بدين سخن اقرار كرد پشيمان نخواهد شد وى در جاى ديگرى گفته است :
يا به كتاب عجيبى كه نازل شده است ايمان آريد / بر پيامبرى همچون موسى يا مانند ذو النون و نيز در شعر ديگر خود چنين سروده است :
پيامبر فرستادهء خدا را يارى كردم / كسى كه چهرهء سفيدش ، همچون نورهاى رخشندهاى تلألو دارد / از فرستادهء خدا دفاع مىكنم و به حمايت او برمىخيزم / همچون حمايت پشتيبانى كه بر وى مهربان و دلسوز است از ديگر اشعار ابو طالب ، شعرى است كه وقتى عمرو بن عاص براى فريفتن جعفر و ياران او به نزد نجاشى رفت ، آن را انشاد كرد . وى مىگويد :
اى كاش مىدانستم كه ( مقام ) جعفر در ميان مردم چگونه است ؟ / و نيز مىدانستم ( مقام ) عمرو و خويشان مخالف با پيامبر چگونه است ؟
صدوق در كتاب امالى از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه آن حضرت فرمود : اولين نماز
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 7
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٧