11 ) وهند و آنچه سميه ؟ ؟ ( مادر زياد ) و فرزندانش - خداوندان كفر ورستكارى ؟ ؟ - كردند .
12 ) كه به دروغ وتلبيس كتاب خدا را بس بست افكندند و واجب او را ترك گفتند .
13 ) ميراثى را كه سزاوار آن نبودند ربودند . و بى بصيرت و بينائى حكومت نمودند .
14 ) اگر زمام كار را به وصى پيغمبر مى سپردند آنان را بى خطر به راه راست مى برد
15 ) باران رحمت پروردگار قبرى را كه در مدينه است سيراب سازد كه جاى امن وبركت است .
16 ) پيغمبر راهنما كه درود فرشتگان خدا بر وى و سلام ما ره آورد روح او باد .
17 ) اى فاطمه اگر به خاطرت مى گذشت كه حسين تشنه كام در كنار فرات بر روى خاك جان داده است .
18 ) بر كنا او مى ايستادى و برچهره مى زدى و سر ؟ ؟ بر گونه ها روان مى ساختى .
19 ) فاطمه ! اى دختر بهترين آدميان برخيز و بر ستارگان آسمان كه بر پهنهء بيابان افتادند نوحه كن !
20 ) مى بينم كه حق آنان ميان ديگران قسمت مىشود ، و دست ايشان از مالشان تهى است .
21 ) خانه هاى پيغمبر خدا ويران است و فرزندان زياد ساكن منزلگاههاى آبادان ز
22 ) گلوگاه فرزندان پيغمبر را مى برند و فرزندان زياد در آرامش به سر مى برند .
23 ) به ناچار اما مى بايد برخيزد و بنام خدا و بركات او با ستمكاران بستيزد .
24 ) حق را از باطل جدا سازد . ستمكار را كيف دهد و فرمانبردار را بنوازد .
25 ) اى دل ! خوش باش واى دل ترا بشارت باد كه آنچه بايد سودبر نخواهد كشيد .
26 ) چون فاطمه ( س ) از رنج اين جهان آسود ، به وصيت او سوى او و دو فرزندش او راستند . ( سبط در معنى فرزندزاده مشهور ديده است اما معنى ديگر آن فرزندى است كه مورد اختصاص و خالص نسب باشد ( لسان العرب ) .
27 ) و در دل شب هنگامى كه ديده هاى همه در خواب بود او را به بقيع برد پس بر او نماز خواند و قبر او را از مردم پوشاند .
28 ) و هيچكس از آنان ( كه زهرا دوست نمى داشت ) در اين نماز شركت نداشت چه او را به نماز آنان نيازى نبود .
29 ) اى نفس اگر ستمى مى بينى دختر پيغمبر خدا و فرزندان او ستم ديدند .
30 ) دخترى كه پدر او احمد مختار است و پرورندهء او جبرئيل امين پروردگار .
31 ) خدا پ از هر زشتى و عيب پاك نمود واو را پاكيزه ساخت وز عقل و غش بمالود .
32 ) چه كسى خبر مىدهد به فاطمه ستمديده كه بر سوى و فرزند او چه رسيده ؟
33 ) يكى در محراب عبادت ( از ضرب شمشير ) مرد و يكى در رزمگاه تشنه كام جان سپرد .
34 ) دو تن دو ستاره كه در زمين غروب كردند ، نه كه چون دو ماه تمام ، ماه كجا ؟ كه خورشيد از آنان روشنى مى بيند به وام .
35 ) اى فرزندان احمد دلم در مصيبت شما خونست و آنچه بر شما رفت از طاقت شنيدن برون .
36 ) در مشرق و مغرب زمين جائى نيست ، جز كه از شما رد آنجا كشته اى و يا در خاك و خون آغشته اى است .
37 ) بر شما ستم كردند ، شما را كشتند و آنچه از آنان بود بردند و برايتان نهستند ؟ ؟ ت آنكه زمين بر شما تنگ شد و مردم آن با شما در جنگ .
38 ) از كار شما در شگفتم ، به شمشيرى كه از آن شمات شما را مى ميرانند و آنان كه زيرد دست شما بودند بر شما فرمان مى رانند .
39 ) پيكرها بر خاك نرم ؟ ؟ واگذاشته و سرها بر نوك نيزه هاى گزاف برافراشته .
40 ) پندارى سفارش رسول خداست كه شما را از دم تيغ بگذرانند و هيچ سرزمينى را از پيكرهاى شما بى نصيب ندارند .
41 ) عبدالعزيز جلودى كه راستگو بود و مبرور .
42 ) از علائى كه امين بود و به امانت وبزرگوارى مذكور .
43 ) واو از ابن عباس روايت كند با سند معتبر كه روزى بوديم در محضر پيغمبر .
44 ) فاطمه نزرد او آمد گريان و از سوز سينه نالان ونفس زنان .
45 ) پدرش پرسيد : گريه ات از چسيت ؟ گفت
46 ) از زخم زبان و سرزنش زنان .
47 ) كه گفتند امروز پيغمبر ترا به على داد شوهر . كه شوئى است درويش ونادار .
48 ) پيغمبر فرمود : اى فاطمه ! بشنو ، و خدا سپاس درا ! كه فضيلتى به تو داد از همه بيشتر .
49 ) اين زناشوئى با رخصت خداست و آنچه از براى بندگان مى خواهد به جاست .
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١١٩