« كلاب بن مرّه » پس از پدر ، بزرگوارى يافت و شأن و مقامش بالا گرفت و شرافت پدر و نياى مادرى براى وى فراهم گرديد . چه نياكان مادرش امر حج را به دست داشتند و ماهها را حلال و حرام مىكردند ، و از اين رو « نسأه » و نيز « قلامس » [ 1 ] ناميده مىشدند .
رسول اكرم دربارهء دو فرزند « كلاب بن مرّه » يعنى : « قصىّ » و « زهره » گفت : صريحا قريش ابنا كلاب ( دو بطن خالص قريش دو پسر كلاباند ) .
نسب بنى زهره ، از جمله : « آمنه » دختر « وهب بن عبد مناف بن زهره » مادر بزرگوار رسول اكرم و « سعد بن أبى وقّاص : مالك بن أهيب بن عبد مناف » زهرى برادرزادهء حضرت « آمنه » و « هاشم بن عتبة بن أبى وقّاص » معروف به « مرقال » برادرزادهء سعد ، و از شهداى صفّين و أصحاب أمير المؤمنين و « عبد الرحمن بن عوف زهرى » به « زهرة بن كلاب » مىرسد .
4 - قصىّ بن كلاب
، مادرش : « فاطمه » دختر « سعد بن سيل » ( به فتح سين و ياء ) است ، و فرزندانش : عبد مناف ، عبد الدّار ، عبد العزّى و عبد قصىّ و دو دختر ، و كنيهاش « أبو المغيره » [ 2 ] و نامش زيد و لقب دومش « مجمّع » .
مادر قصىّ ، پس از وفات شوهرش : « كلاب » به ازدواج « ربيعة بن حرام عذرى » درآمد ، و « ربيعه » وى را به سرزمين قوم خويش برد .
فاطمه ، فرزند خردسال خويش : « قصىّ » را كه نامش « زيد » بود با خود همراه برد و چون از سرزمين پدرانش دور گشت ، او را « قصىّ » ناميد .
چون قصىّ در خانهء « ربيعه » به جوانى رسيد ، مردى از « بنى عذره » به او
هامش
[ 1 ] - قلامس : جمع قلمّس و قلمّس بر وزن عملّس : مردى از كنانه كه نزد جمرهء عقبه مىايستاد و مىگفت : خدايا من ماهها را پس و پيش مىكنم ( رجوع شود به قاموس ) .
[ 2 ] - چه نام عبد مناف « مغيره » بود .