تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
( مردم را دگرگون مىسازد ) آنها را گره‌هائى است كه تلخ آن را نمىتوان گشود ( به احتمالى : نمىتوان شيرين يافت ) ، ناگهان پيامبر خدا ، محمّد صلّى اللّه عليه و آله مىرسد پس خبرهائى مىدهد كه گوينده‌اش بسى راستگوست » . سپس مىگفت : « اى كاش ( زنده مانده ) آنگاه كه خويشان و بستگان دست از يارى حق مىكشند ، دعوت او را مىشنيدم ، اگر ( در زمان او ) داراى گوشى و ديده‌اى و دست و پائى بودم ، از خوش‌حالى دعوتش و شادمانى فريادش ، مانند شتر نرى برمىخاستم و به يارى او مىشتافتم » . چون « كعب » از دنيا رفت ، قريش روز مرگ او را مبدأ تاريخ خويش قرار دادند و تا « عام الفيل » همچنان مبدأ تاريخ بود .

6 - مرّة بن كعب

، مادر وى : « وحشيّه » دختر « شيبان بن محارب بن فهر بن مالك بن نضر » است ، و فرزندان وى : كلاب ، تيم و يقظه . و كنيه‌اش « أبو يقظه » ( به فتح قاف و ظا ) نسب طايفهء « بنى مخزوم » از جمله : أمّ المؤمنين « أمّ سلمه » و « خالد بن وليد » و « أبو جهل » : عمرو بن هشام بن مغيره » به « يقظه » و نسب طائفهء « بنى تيم » از جمله : ابو بكر و طلحة بن عبيد اللّه ، به « تيم بن مرّه » مىرسد .

5 - كلاب بن مرّه

، مادرش : « هند » دختر « سرير [ 1 ] بن ثعلبة بن حارث بن ( فهر بن ) مالك ( بن نضر ) بن كنانة بن خزيمه » است و فرزندانش : « قصىّ بن كلاب » و « زهرة بن كلاب » و يك دختر ، و كنيه‌اش « أبو زهره » و نامش « حكيم » [ 2 ] است .
هامش
[ 1 ] - سرير اول كس است كه ماه‌هاى حرام را جابجا كرد ( يعقوبى ) . [ 2 ] -حكيم بن مرّة ساد الورى * ببذل النوال و كفّ الأذى أباح العشيرة إفضاله * و جنّبها طارقات الردى( عمدة الطالب ، ص 26 ) .