خود را براى سوارى با مقدارى خرما به آنان داد و هر دو همراه رسول خدا رهسپار شدند [ 1 ] .
باديهنشينان بهانه جو
مردمى از أعراب باديهنشين ، نزد رسول خدا آمدند و عذر و بهانه آوردند تا آنان را اذن دهد كه در اين سفر همراهى نكنند ، دربارهء اينان نزول يافت :
« بهانهجويان أعراب آمدند تا به ايشان اذن ماندن داده شود ، و كسانى كه به خدا و رسولش دروغ گفتند بازنشستند ، امّا به زودى كافرانشان را عذابى دردناك مىرسد » [ 2 ] .
به روايت صاحب طبقات : هشتاد و چند نفر از منافقين ، و هشتاد و دو نفر از باديهنشينان بهانهجويى كردند و اذن ماندن گرفتند [ 3 ] .
توانگران بهانهجو
يعقوبى مىنويسد : گروهى از توانگران ، نزد رسول خدا آمدند و مرخّصى خواستند و گفتند : بگذار ما هم با ماندگان باشيم . خداى متعال فرمود : « خشنود شدند كه همراه بازماندگان باشند » [ 4 ] - اينان : « جدّ بن قيس » و « مجمّع بن جاريه » و « خذام بن خالد » اند - رسول خدا به آنان اذن داد و خداى - عزّ و جلّ - فرمود : « خدا ترا بخشيد ، چرا به آنان اذن دادى ؟ » [ 5 ] .
هامش
[ 1 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 161 . م .
[ 2 ] - سورهء توبه ، آيهء 90 ( سيره ، ج 4 ، ص 162 . م . ) .
[ 3 ] - ج 2 ، ص 165 ، چاپ بيروت ، 1376 . م .
[ 4 ] - سورهء توبه ، آيه 87 .
[ 5 ] - سورهء توبه ، آيهء 43 ( تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 67 ، چاپ بيروت ، 1379 . م . ) .