شد : « و از جملهء ايشان كسى است كه مىگويد : مرا اذن ده و به فتنه مينداز ، هان كه در فتنه افتادند و راستى كه دوزخ فراگيرندهء كافران است » [ 1 ] .
منافقان كارشكن
مردى از منافقين مدينه ، از باب كارشكنى و در اثر شكّ و ترديد كه در كار پيامبرى رسول خدا داشتند و از نظر بىرغبتى در امر جهاد مىگفتند : در اين گرما به جنگ نرويد ، اين فصل براى جنگ مناسب نيست . دربارهء همينان نازل شد :
« و گفتند : در گرما رهسپار جنگ نشويد . بگو : حرارت آتش دوزخ بسيار بيشتر است اگر مىفهميدند ، پس بايد به سزاى آنچه مىكردهاند ، كم بخندند و بسيار بگريند » [ 2 ] .
انجمن منافقان
رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - خبر يافت كه : مردمى از منافقان در خانهء « سويلم » يهودى فراهم مىشوند و مردم را از كار آماده شدن براى سفر جهاد بازمىدارند ، پس « طلحة بن عبيد اللّه » را با چند نفر از أصحاب بر آنان فرستاد و او را فرمود كه :
خانهء سويلم را بر سر آنان آتش بزند ، طلحه چنان كرد و « ضحّاك بن خليفه » خود را از پشت بام بينداخت و پاى او بشكست و همراهانش نيز چنان كردند و گريختند [ 3 ] .
گريه كنندگان [ 4 ]
هفت نفر از انصار و ديگران كه مردمى نيازمند بودند ، از رسول خدا وسيلهء سوارى
هامش
[ 1 ] - سورهء توبه ، آيه 49 ( سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 159 . م . ) .
[ 2 ] - سورهء توبه ، آيه 81 - 82 ( سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 160 ، چاپ حلبى 1355 . م . ) .
[ 3 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 160 . م .
[ 4 ] - اين جماعت را بكّائين گويند ( سيره ، ج 4 ، ص 171 . م . ) .