قيصر : اشراف مردم او را پيروى مىكنند يا ضعفاى مردم ؟
أبو سفيان : ضعفاى مردم .
قيصر : پيروان او رو به فزونى هستند يا روز به روز كمتر مىشوند ؟
أبو سفيان : روز به روز بر شمارهء آنان افزوده مىشود ؟
قيصر : مىشود كسى از ايشان از دين اسلام بدش آيد و مرتدّ شود ؟
أبو سفيان : نه .
قيصر : عهدشكنى و بيوفائى مىكند ؟
أبو سفيان : نه و اكنون ما را با وى عهد و پيمانى است كه نمىدانيم در آينده چه - خواهد كرد ( مراد وى عهدنامهء حديبيه بود ) .
قيصر : تاكنون با وى جنگ هم كردهايد ؟
أبو سفيان : آرى .
قيصر : جنگ شما و او چگونه برگزار مىشده است ؟
أبو سفيان : به نوبت ، گاه ما پيروز مىشديم و گاه او پيروز مىگشت ( در جنگ بدر او بر ما پيروز شد و من در آن جنگ حضور نداشتم ، اما پس از آن به شهرشان حمله برديم و شكمها را شكافتيم و گوشها و بينيها را بريديم ) .
قيصر : شما را به چه امر مىكند ؟
أبو سفيان : به ما دستور مىدهد كه : تنها خدا را پرستش كنيم ، چيزى را شريك وى قرار ندهيم ، ما را از پرستش آنچه پدران ما مىپرستيدهاند بازمىدارد ، ما را به نماز - خواندن و صدقه دادن و راستگوئى و پارسائى و وفاى به عهد و اداى امانت امر مىكند .
قيصر : از اصل و نسب وى پرسش كردم ، گفتى : او در ميان شما مردى است اصيل و شريف ، پيامبران خدا بايد در ميان قبيلهء خود اصيل و شريف باشند . از تو پرسيدم :
آيا پيش از وى از شما كسى چنين سخنى گفته است ؟ گفتى كه : چنين كسى در ميان شما نبوده است ، البتّه اگر كسى از شما پيش از او اين ادعا را كرده بود مىگفتم : اين شخص هم همان چه را پيش از وى گفتهاند تقليد مىكند . پرسيدم : آيا پيش از آن كه چنين سخنى بگويد
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي ) — صفحة 488
مساهمون: محمد ابراهيم آيتى
ص٤٨٨