سپس در ماه ربيع الأول سال پنجم : ماه چهل و نهم هجرت ، رهسپار « دومة - الجندل » شد .
سبب پيش آمدن اين غزوه
رسول خدا خبر يافت كه : گروهى عظيم در « دومة الجندل » [ 1 ] فراهم آمدهاند و بر مسافران و رهگذران ستم مىكنند و قصد مدينه را دارند ، براى دفع ايشان با هزار مرد از مسلمانان ، پنج روز به آخر ربيع الاول از مدينه بيرون رفت و سباع بن عرفطهء غفارى [ 2 ] را در مدينه جانشين گذاشت و دليلى از قبيلهء « بنى عذره » به نام « مذكور » همراه برد ، اما با نزديك شدن به آنان معلوم شد كه دشمن به طرف مغرب كوچيده است و جز بر مواشى و شبانان ايشان دست نيافت و أهل « دومة الجندل » خبر يافتند و پراكنده شدند ، چون رسول خدا رسيد احدى از ايشان را نيافت و چند روزى آنجا ماند و سريّهها به أطراف فرستاد و بىآن كه با دشمن روبرو شود ده روز به آخر ماه ربيع الآخر به مدينه بازگشت ، و يك نفر از ايشان كه به دست مسلمانان افتاد اسلام آورد .
مسعودى مىنويسد : اين نخستين جنگ با روميان بود ، چه أكيدر بن عبد الملك كندى زمامدار دومة الجندل كيش مسيحى داشت و زير فرمان « هرقل » پادشاه روم بود ، و سر راه بر مسافران و بازرگانان مدينه مىگرفت .
قرارداد رسول خدا با عيينة بن حصن
در همين سفر بود كه رسول خدا با « عيينة بن حصن فزارى » كه در سرزمين
هامش
[ 1 ] - ميان آن و دمشق پنج روز راه ، و تا مدينه پانزده يا شانزده روز راه است ( طبقات ، ج 2 ، ص 62 ، چاپ بيروت ، 1376 ه . م . ) .
[ 2 ] - مسعودى : ابن امّ مكتوم ( التنبيه و الاشراف ، ص 215 ، چاپ دار التراث . م . ) .