كرد ، و به قولى : تا « عسفان » رسيد و سپس آهنگ بازگشتن كرد و گفت : اى گروه قريش ! امسال با اين قحطى و خشكسالى به جنگ رفتن روا نيست ، سالى بايد كه برگ درختان را بچريد و شير بنوشيد ، بهتر همان كه بازگرديد .
سپاه قريش بازگشتند و مردم مكّه آنها را « جيش سويق » [ 1 ] ناميدند و گفتند :
شما براى سويق نوشيدن رفته بوديد .
رسول خدا در « بدر » منتظر « أبو سفيان » بود كه « مخشىّ بن عمرو ضمرى » ( همان كس كه در « غزوهء ودّان » از طرف بنى ضمره با رسول خدا قرار صلحى بسته بود ) آمد و گفت : اى محمّد ! براى ديدار قريش بدين جا آمدهاى ؟ گفت : آرى ، و اگر با وجود اين بخواهى عهد و قرارى را كه ميان ما بسته شده بر هم مىزنيم ، تا خدا ميان ما و شما حكم كند . گفت : نه به خدا قسم : اى محمّد ! چنين نظرى دربارهء تو نداريم .
مسلمانان مقدارى كالاى تجارتى به همراه آورده بودند كه در هشت روز اقامت در « بدر » به فروش رسيد و از هر درهمى ، درهمى سود بردند [ 2 ] و پس از شانزده روز به سلامت با سودى كه برده بودند به مدينه بازگشتند .
معبد بن أبى معبد خزاعى كه رسول خدا را با أصحاب وى در بدر ديده بود خبر آنان را به مكّه برد و « صفوان بن أميّه » به « أبو سفيان » گفت : آن روز تو را از وعده نهادن با مسلمانان نهى كردم ، اما نشنيدى ، اكنون بر ما جرىء شده و مىگويند كه :
خلف وعده كردهايم ، آنگاه در تهيّهء جنگ « خندق » بر آمدند .
اشعار مربوط به اين غزوه
حسّان بن ثابت را دربارهء اين غزوه قصيدهاى است كه « أبو سفيان بن حارث -
هامش
[ 1 ] - سويق : پست و مى را گويند ، ظاهرا در اينجا مراد معنى دوم باشد .
[ 2 ] - و به قولى : آيهءفَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ( سورهء آل عمران ، آيه 174 ) ، اشاره به همين غزوه ، و سود بردن مسلمانان است .