عصاة بنى عبّاس كه نام خود خليفه و اسم خود امير المؤمنين نهاده بودند ، و حق اهل البيت را غصب نموده .
منقول است كه معتضد ملعون جمعى را به سامره فرستاده كه خانهء حضرت امام حسن عسكرى - عليه السّلام - را بكنند ، و هر كه را در آنجا ببينند به قتل رسانند . چون برفتند و آن خانه را بكندند ، در آنجا سردابى يافتند پر از آب ، و حصيرى بر روى آب افتاده ، و جوانى خوب صورت بر روى حصير ايستاده نماز مىگزارد ، و به هيچيك از ايشان التفات نمىكرد . يكى از ايشان پاى پيش نهاد كه برود ، در آب افتاده مضطرب شد . او را بيرون كشيدند ، ساعتى بىخود بود . پس ديگرى قدم پيش نهاد ، او نيز در آب افتاده نزديك بود كه هلاك شود . او را نيز بيرون آوردند ، از هوش رفته بود . پس آن جماعت توبه كردند و عذر خواستند و بازگشتند ؛ و اين خبر را به معتضد بردند . معتضد گفت : اين حكايت را پنهان داريد و نزد هيچكس افشاى اين راز مكنيد .
خاتمه در ذكر مختصرى از علامات ظهور آن حجّة اللّه الملك الغفور
بعضى از علامات ظهور آن حضرت آن است كه ستارهاى از جانب مشرق طالع شود كه مانند ماه روشن باشد ، بعد از آن پيچيده شود ، چنان كه نزديك شود كه طرفينش بهم رسد ؛ و سرخيى در آسمان ظاهر شود كه آفاق را بگيرد ؛ و در طرف مغرب آتشى پيدا شود كه سه روز يا هفت روز بماند ، و اهل مصر امير خود را بكشند ؛ و شام خراب شود ؛ و بعد از آن بارانى پياپى بيايد ؛ و در آن سال در ماه جمادى الآخر و ده روز ماه رجب بارانى بيايد كه خلق هرگز [ مثل آن نديده باشند ] آگاه باشيد كه حق با على است و شيعهء او . و امام - عليه السّلام - در روز شنبهاى « 4 » كه عاشورا باشد در سال وتر ظهور كند ؛ و پانصد كس از
هامش
( 4 ) يعنى : شنبهاى .