تمام اين امور را بر طرف مىسازد . على بن ابراهيم در تفسير خود از قول امام باقر ( ع ) در تفسير آيه « يا مىپوشاند به شما جامهء پراكندگى « 72 » » پس از ذكر دجال و صيحه و فرورفتگى فرمود : مقصود اختلاف در دين و طعن برخى از شما بر برخى ديگر است .
چهل و ششم : ظهور فساد و منكرات
شيخ صدوق در اكمال الدين به سند خود از محمد بن مسلم نقل كرده است كه گفت : به امام باقر ( ع ) عرض كردم : اى فرزند رسول خدا ، قائم شما چه وقت خروج خواهد كرد ؟ فرمود :
هنگامى كه مردان خود را شبيه زنان و زنان خود را شبيه مردان سازند و مردان به مردان و زنان به زنان بسنده كنند و زنان بر اسبها نشينند . گواهيهاى دروغ پذيرفته و گواهيهاى راست مردود شود . مردم خون و زنا و رباخوارى را كوچك مىشمرند و از اشرار به خاطر ترس از زبانهايشان ، پرهيز مىشود ( تا آنجا كه فرمود ) و صدايى از آسمان مىآيد كه حق در او و شيعيان اوست . در اين هنگام قائم ما خروج خواهد كرد .
در همان كتاب صدوق به سند خود نقل كرده است كه امير مؤمنان ( ع ) فرمود : علامت خروج دجال هنگامى است كه مردم نماز را بميرانند و امانت را تباه سازند و دروغ گويى را روا شمرند و ربا بخورند و رشوه بگيرند و ساختمانها را محكم بسازند و دين را به دنيا بفروشند و سفيهان را به كار بگمارند و با زنان مشورت كنند و قطع رحم كنند و از هواها پيروى نمايند و خون يكديگر را بىارزش شمرند . حلم و بردبارى در ميان مردم دليل ضعف و ناتوانى باشد و ظلم و ستم باعث فخر گردد . امراء از فاجران و وزراء از ظالمان و عرفا از خيانتكاران و قاريان از فاسقان باشند . شهادات باطل و ناروا آشكار ، و پرده درى و بهتان و گناه و طغيان علنى شود . قرآنها زينت داده شوند و مسجدها نقاشى و رنگآميزى و منارهها بلند گردند . اشرار مورد احترام قرار گيرند و صفها در هم شود . خواهشها گونهگون باشند و پيمانها نقض شوند . زنان به خاطر ميل فراوانى كه به امور دنيايى دارند در كار تجارت با شوهرانشان شركت جويند ، صداهاى فاسقان بلند شود و قابل شنيدن است . بزرگ قوم ، پستترين آنهاست و از شخص فاجر به خاطر بدىاش ، پرهيز مىشود دروغگو تصديق و خائن امين شمرده مىشود . زنان نوازنده آلات لهو و طرب به دست گرفته ، به نوازندگى مىپردازند آخرين كسان اين امت ، نخستين آنان را لعنت مىكنند . زنها بر زينها سوار شوند
هامش
( 72 ) انعام / 65 : . . . أَوْ يَلْبِسَكُم شِيَعاً ظاهرا مرجع ضمير حضرت قائم ( ع ) است و بعيد نيست مانند برخى ديگر از روايات مقصود از آن امير مؤمنان ( ع ) باشد .