بيست و چهارم : خروج صد هزار نفر از كوفه به سوى سفيانى
بيست و پنجم : خروج سپاهيانى از مشرق زمين با مردى از خاندان محمد ( ص )
بيست و ششم : خروج مردى از نجران كه به نداى امام پاسخ مىدهد
بيست و هفتم : برخاستن ندايى از طرف مشرق كه مىگويد اى اهل هدايت جمع شويد و نيز برخاستن صدايى از سوى مغرب كه مىگويد : اى اهل باطل گرد آييد
بيست و هشتم : تلون خورشيد .
بيست و نهم : زنده شدن اصحاب كهف و خروج آنان در ركاب قائم ( ع )
نشانههايى كه از شماره شانزدهم تا بيست و نهم و ديگر شمارهها نقل شد ، از كتاب سرور اهل الايمان است . نويسندهء اين كتاب ، روايتى از امير مؤمنان ( ع ) نقل كرده كه آن حضرت طى آن ، به نشانههاى ظهور اشاره كرده و فرموده است : ظهور را علامات و نشانههايى است : نخست ، كشيدن حصار است به گرد كوفه با برجها و خندقها و شكافته شدن چاهها در كوچههاى كوفه و تعطيل مساجد به مدت چهل شب و كشف هيكل و به جنبش درآمدن پرچمها در اطراف مسجد اكبر . قاتل و مقتول آنان در دوزخ جاى دارند . قتل سريع و مرگ شتابان است . و نفس زكيه به همراه هفتاد تن در پشت كوفه به قتل مىرسند و مذبوح ميان ركن و مقام است ( ممكن است اشاره به نفس زكيه يا حسنى باشد ) و قتل اشفع در بيعت بتها و خروج سفيانى با پرچمى قرمز كه امير آن مردى از بنى كلب است و دوازده هزار نفر از سپاهيان سفيانى به سوى مكه مىروند . و امير مدينه مردى است از بنى اميه كه او را خزيمه مىخوانند و چشم چپش كور است و در چشمش ناخنهء درشتى است . مردان را مثله مىكند رايتى به دو سپرده نمىشود مگر آنكه آن را در خانهاى در مدينه كه گويند خانه ابو الحسن اموى است ، فرود مىآورد و سپاهى را در طلب مردى از خاندان محمد به مكه روانه مىكند . فرماندهء اين سپاه مردى غطفانى است . . . و صد و سى هزار نفر را به كوفه گسيل مىدارد آنان در روحاء « 65 » و فاروق « 66 » فرود مىآيند . سپس شصت هزار نفر از آنان حركت مىكنند تا آنكه در كوفه ، در محل قبر هود ( ع ) در نخيله فرود مىآيند پس در يوم الزينه بر ايشان هجوم