حمله آوردند و لشكرها آراستند و خليفه شما كه كارش گردآورى مال و ثروت بود ، از دنيا رفت و مردى درستكار بر جاى او نشست و چند سال پس از بيعتش از خلافت خلع شد ، نابود كنندهء دولت آنها از همانجا كه در آغاز حكومتشان به وجود آمد ، مىآيد . « 53 » و از امير مؤمنان ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « حكومت بنى عباس با سختى همراه است و در آن آسانى و گشايشى نيست . اگر ترك و ديلم و سند و هند و بربر ، بر ضد آنان با هم گرد آيند نيز نمىتوانند آنان را از قدرت بر كنار كنند تا آنكه طرفداران و هواخواهان حكومت ايشان از آنان كناره گيرند و خداوند بر آنان علجى « 54 » را مسلط كند . او از همانجا خروج مىكند كه حكومت اينان از آنجا آغاز شده است . او به هيچ شهرى گذر نمىكند ، مگر آنكه آن را فتح مىكند ، و هيچ پرچمى در برابر او به اهتزاز در نمىآيد ، مگر آنكه آن را واژگون مىكند ، نعمتى نمىماند مگر آنكه وى آن را نابود مىسازد . واى بر كسى كه با او به دشمنى برخيزد پس پيوسته چنين خواهد بود تا به پيروزى برسد و پيروزىاش را به مردى از خاندان من كه حق مىگويد و حق مىكند ، بسپارد . » از امام صادق ( ع ) پرسيده شد : شيعيان شما چه وقت به گشايش مىرسند ؟ فرمود : هنگامى كه فرزندان عباس به اختلاف دچار آيند و حكومتشان متزلزل شود و كسانى كه طمع در چيزى نمىبستند در آنان طمع كنند و عرب از قيد اطاعت فرمانروايان خود به در آيد و هر كس با هر وسيلهء دفاعى كه در اختيار دارد ، آن را ( براى حمله و گرفتن حكومت ) بالا مىآورد و سفيانى ظهور مىكند و يمانى پيش مىآيد و حسنى حركت مىكند ، در اين هنگام صاحب اين امر از مدينه به مكه بيرون مىشود . . . همچنين از امام صادق ( ع ) سؤال شد : پيش از خروج قائم چه علامتى وجود دارد ؟ فرمود : نابودى عباسيها و خروج سفيانى و كشته شدن نفس زكيه و فرورفتگى در زمين و نداى آسمانى . پس پرسيد : فدايت گردم بيم دارم كه اين امر به طول انجامد ؟ فرمود : خير . اين امر مانند رشتهء مهره ( تسبيح ) است كه يكى از پى ديگرى مىآيد . امام كاظم ( ع ) فرمود : اگر ساكنان آسمانها و زمين بر بنى عباس قيام كنند ، زمين از خون ايشان سيراب مىشود تا آنكه سفيانى خروج كند . و نيز فرمود : حكومت بنى عباس از ميان مىرود به گونهاى كه هيچ نشانى از آن باقى نمىماند و دوباره حكومت آنان احيا مىشود آن چنان كه گويند هيچ
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 368
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٣٦٨
هامش
( 53 ) اشاره به بنى عباس است . زيرا كسى كه حكومت را از اينان بازستاند هولاكوخان بود كه از خراسان برخاسته بود همان گونه كه ابو مسلم خراسانى بانى حكومت بنى عباس از آن ديار قيام كرده بود .
( 54 ) علج : نعمانى در غيبت معانى گوناگونى براى علج ذكر كرده از جمله : « كافر ، خشن ، فرومايه و كسى كه در كارش جدى و سختگير است » . البته در فرهنگها جديد علج و علّج و علج به معنى مرد نيكو كنندهء كارها آمده است . ( و الله عالم ) ( مترجم ) .