آن روز چهلساله است . « 18 » چهرهاش گويى چون ستارهء تابانى است در گونه راستش خال سياهى است . دو عباى قطوانى « 19 » پوشيده . گنجها را بگشايد و شهرهاى شرك را فتح كند . كنجى گويد : اين حديث مطابق روايتى بود كه طبرانى در معجم اكبر خويش نقل كرده است . همچنين كنجى گويد و از عبد الرحمن بن عوف از پيامبر ( ص ) نقل شده كه فرمود : خداوند از عترت من مردى را بر انگيزد كه ميان دندانهايش باز و چهرهاش روشن باشد . زمين را پر از عدل و داد كند و به مردم اموال فراوان ببخشد . كنجى گويد : ابو نعيم در عوالى نيز به همين گونه اين حديث را نقل كرده است . كنجى از ابو هريره از پيامبر ( ص ) نقل كرده است كه فرمود : قيامت برپا نشود مگر آن كه مردى از اهل بيتم به حكومت رسد . وى قسطنطنيه و كوه ديلم را فتح كند و اگر از دنيا جز يك روز نمانده باشد خدا آن روز را چنان دراز گرداند تا مهدى دنيا را فتح كند . كنجى گويد : اين روايت بر طبق روايتى كه حافظ ابو نعيم نقل كرده بود ، ذكر شد . وى گويد : براى جمع ميان روايات بايد گفت : كه : بىترديد اين كس همان مهدى است . كنجى همچنين گويد : از ابو هارون عبدى روايت شده است كه گفت : نزد ابو سعيد خدرى رفتم و از او پرسيدم : آيا در جنگ بدر حضور داشتى ؟ گفت : آرى . گفتم : آيا مرا از روايتى كه از پيامبر ( ص ) دربارهء على و فضيلتش شنيدهاى ، آگاه نمىكنى ؟ گفت : چرا مىگويم . روزى پيامبر ( ص ) به سختى بيمار شد . فاطمه به ديدار آن حضرت آمد . من در جانب راست پيامبر ( ص ) نشسته بودم . چون فاطمه ضعف بسيار پيامبر را مشاهده كرد ، آن قدر گريست كه قطرات اشك بر چهرهاش دويد . پيامبر به او فرمود : فاطمه براى چه مىگريى ؟ فاطمه پاسخ داد : بيم دارم حادثهاى روى دهد . پيغمبر فرمود : مگر نمىدانى خداوند نظرى به زمين كرد و از ميان آنها پدرت را برگزيد و او را به پيامبرى انتخاب كرد . آنگاه نظرى ديگر كرد و شوهرت را برگزيد و به من وحى كرد كه تو را به ازدواج او در آورم و او را جانشين خود گردانم ؟ آيا مگر نمىدانى كه خداوند به خاطر پدرت ، شوى تو را عزيزترين فرد اين امت دانسته و علم و حلم او از همگان بيشتر و سابقهء تقدمش از ديگران افزونتر است ؟ فاطمه خوشحال شد و پيغمبر بر آن شد تا همهء فضايل و مناقبى را كه خداوند او و اهل بيتش را بدانها مفتخر كرده است براى او بيان كند . پس فرمود : على صاحب هشت فضيلت « 20 » است : ايمان به خدا ، ايمان به رسول خدا ، علم و حكمت ، همسرش فاطمه ، فرزندانش حسن و
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 294
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢٩٤
هامش
( 18 ) يعنى بيننده گمان مىبرد او چهلساله است . چنان كه در روايات اصحاب ما همين معنى ياد شده است .
( 19 ) عبايى سپيد و كم كرك كه به جايى به همين نام در كوفه منسوب است .
( 20 ) پوشيده نيست كه در روايت شش فضيلت نقل شده است مگر آنكه توجيه كنيم كه ايمان به خدا و رسول خدا و نيز دو فرزندش هر يك جداگانه فضيلتى به حساب آمده است . ( مؤلف ) .