است رئيس المحدثين در كتاب « من لا يحضره الفقيه » از امام به حق ناطق امام جعفر صادق عليه السّلام كه آن حضرت فرمودهاند :
من صلّى المغرب ثمّ عقّب و لم يتكلّم حتّى يصلّى ركعتين كتبتا له في علّيّين ، فإن صلّى اربعا كتبت له حجّة مبرورة .
يعنى : « هر كس كه نماز مغرب را ادا كند و بعد از آن تعقيب بخواند و تكلّم نكند تا دو ركعت اول نافلهء آن را بگزارد ، مرتبهء نماز او را در علّيّين مىنويسند ، و اگر تكلّم نكند تا آن دو ركعت ديگر را نيز بگزارد ثواب حج مبرور نيكو در نامهء اعمال او مىنويسند » .
و كراهت حرف زدن ميانهء چهار ركعت يعنى ميان دو ركعت اول و دو ركعت دوم شهرتى ندارد ، و آنچه دلالت بر كراهت آن دارد روايت ابى الفوارس است كه گفت :
نهانى ابو عبد اللَّه عليه السّلام عن ان اتكلّم بين الاربع الّتى بعد المغرب .
يعنى : « نهى كرد مرا ابو عبد اللَّه عليه السّلام از حرف زدن در ميان چهار ركعت بعد از مغرب » .
و استدلال كرده است علّامهء حلّى - قدّس سرّه - در كتاب « منتهى المطلب » به اين روايت بر كراهت حرف زدن در ميانهء نماز مغرب و نافلهء آن ، و شيخ ما شيخ شهيد - طاب ثراه - نيز در كتاب « ذكرى » درين استدلال با او موافقت كرده ، و آن چنانست كه مىبينى . « 1 »
[ تعيين وقت نافلهء مغرب ]
و اول وقت اين چهار ركعت فارغ شدن از نماز مغرب است كه در اول وقت گزارده شود ، و آخر آن بر قول مشهور بر طرف شدن سرخى است كه در جانب مغرب بهم مىرسد . و مزاحم نمىشود نماز عشا نافلهء مغرب را خواه متلبّس به آن شده
هامش
( 1 ) يعنى ضعيف است . و مرحوم مؤلف در وجه ضعف آن فرموده :
« وجه ضعف اين استدلال آنست كه نهى در اين روايت نهى از تكلم بين نماز مغرب و نافله نيست بلكه نهى از تكلم در بين اجزاء نافله است » .