زيرين و سين بىنقطه - مفاعله است از يسر و فراخى ، و مراد اينجا مسامحه نمودن است در حساب .
« و لا تحمّلنى ما لا طاقة لى به »
يعنى : بار مكن مرا چيزى كه من قدرت بر آن نداشته باشم از عقوبات آتش كه ما فوق طاقت بشر است . و اگر طلب عدم تكليف بما لا يطاق اراده شود پس مراد به آن اينست كه : آنچه در آن شدّت و صعوبت زايده بوده باشد . يا آنكه از قبيل بسط كلام است با محبوب ، پس ضرر نمىكند واقع بودن مضمون آن طلب آن را از ملك منّان همچنان كه در آيهء كريمهء
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا
« 1 » واقع است ، چه گاه هست كه از انسان طلب امرى كه حاصل است او را واقع مىشود و مقصود بسط كلام و پهن ساختن سخن است با محبوب ، و خود را در معرض احتياج و افتقار او در آوردن چنانچه از آيهء مذكوره ظاهر است .
« و المهاد الموضوع »
مهاد - به كسر ميم - عبارت از فرش است ، و مراد اينجا كرهء ارض است .
« المبعوث بمحكم الآيات »
مراد به آيات محكم آنست كه خالى از اجمال باشد ، و متشابه در مقابل محكم است .
« غضّا جديدا »
غضّ - به غين نقطه دار و ضاد نقطهدار مشدّده - به معنى تر و تازه است ، و « جديدا » به منزلهء تفسير آنست .
هامش
( 1 ) سورهء بقره : 2 . آيهء 286 .