توضيح : [ تفسير مفردات دعاهاى مذكور ]
« جاعل الشّمس و القمر بحسبان »
يعنى مقدر گردانندهاى سير هر كدام از شمس و قمر را در بروج و منازل به حساب معيّن كه سر موئى از آن تجاوز نتوانند نمود .
« لك المحامد و الممادح »
يعنى جميع محامد و ممادح راجع است به سوى تو ، و في الحقيقة محمود و ممدوح توئى ، از براى آنكه توئى بخشندهء هر قدرت و اختيار براى هر محمود و هر ممدوح .
« و منك العوائد و المنايح »
عوايد - به عين بىنقطه - جمع عايده است كه عبارت است از تعطّف و احسان . و تفسير منايح در آخر دعاى ساعت هفتم سمت گزارش يافت « 1 » .
« اليك
يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ
»
تفسير كردهاند صعود به جانب معبود را به قبول آن از بندگان ، و آيهء وافى هديهاى كه اين فقره اشاره به آنست در قرآن چنين است :
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ
« 2 » . ضمير
« يرفعه »
يا راجع است به سوى « عمل صالح » يعنى عمل صالح در معرض قبول در مىآيد كما هو المراد في هذا الدّعاء يا راجع است به سوى كلم طيّب ، به اين معنى كه عمل صالح رفع كلمهء طيّبه مىكند . و بعضى گفتهاند كه اين از باب قلب است ، يعنى كلمهء طيّبه رفع عمل صالح مىكند . و مراد از كلمهء طيّبه شهادتان است .
« بما تخفى الصّدور و الجوانح »
جوانح - به جيم و نون - استخوانهاى پهلوى نزديك به سينه است .
« الّذى طرح للسّباع فخلّصته من مرابضها »
طرح به صيغهء مجهول است ، و مرابض - به باء به يك نقطه و ضاد نقطهدار - مواضع استقرار درندگان را گويند كه شير و پلنگ و ببر را در آنجا نگاه مىدارند . و اين فقره اشاره است به آنچه ارباب سير و تواريخ از خاصّه و عامّه نقل كردهاند كه : خليفهء عباسى را در
هامش
( 1 ) ص 268 .
( 2 ) سورهء فاطر : 35 - آيهء 10 .