حجر است و سورهء حجر مكّى است ؛ به آنكه در جواب گوئيم كه : چون اللَّه تعالى مىدانست كه مرتبهء ديگر در مدينه نازل خواهد ساخت جايز باشد گفتن سبع المثانى به اعتبار تحقّق آن در علم الهى .
« البدى البديع »
مراد به بديء آنكه اللَّه تعالى موجد و مبدى ما سواى خود است از كتم عدم به صحراى وجود . و مراد به بديع ، مبدع و خالق خلايق است نه بر مثال سابق ، يعنى خلق خلايق و ابداع ايشان را بر وجهى نكرده كه پيشتر از آن بوده باشد ، بلكه اين خلق را اختراع نموده است ، زيرا كه مبدع كسى را گويند كه چيزى بسازد كه مثل آن چيز هرگز نديده باشد .
و در تعقيب صبح جايى كه تفسير فقرهء
« حجرت الاعادى عنّى ببديع السّماوات و الارض »
شده سبق ذكر يافت ، و در آنجا ذكر كرديم كه بعضى توقّف كردهاند در فعيل كه به معنى مفعل آمده باشد و لهذا بديع را در آنجا از قبيل وصف به حال متعلّق گرفتهاند . و مخفى نخواهد بود كه چون بديع در اينجا به غير اضافه واقع شده است بلا توقّف به معنى مفعل مىتوان گرفت ، و ورود آن در ادعيهء مأثوره كه از ائمّهء معصومين - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - نقل شده و در نودونه نام بارى تعالى اقوى دليل است بر ثبوت آن اگر چه بر خلاف ضابط اهل لغت باشد .
« إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً »
مراد - و اللَّه أعلم - آنست كه حضرت يونس - على نبيّنا و عليه السّلام از ميان قوم خود هجرت كرد در حالتى كه غضبناك بود بر ايشان زيرا كه مدتى مديد دعوت ايشان به سوى ايمان كرده بود و ايشان قبول قول او نكردند و ايمان نياوردند .
« فظنّ ان لن تقدر عليه »
ظنّ اينجا به معنى علم است . و
لن تقدر عليه
يعنى روزى او را تنگ نمىكنى بر او « 1 » . چه قدر به معنى ضيق و تنگى است چنانچه در وجه تسميهء ليلة القدر ذكر كردهاند كه در شب قدر آن مقدار ملائكه از آسمان بر زمين فرود مىآيند كه روى زمين بر ايشان تنگى مىكند . و منه قوله تعالى
وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ
ربّه
فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ
.
هامش
( 1 ) در عبارت دعا
« لن تقدر »
به صيغهء مخاطب است چنان كه در متن آورده شده .
ولى مترجم نظر بآيهء قرآن« لَنْ نَقْدِرَ »آورده و « تنگ نمىكنيم » ترجمه نموده كه اصلاح گرديد .