مىداشتهاند .
« السّاجد ذى الثّفنات »
- به ثاء سه نقطهء مفتوحه و فا و نون مفتوحتان - جمع ثفنة است كه آن عبارتست از پينهاى كه در سينه و زانوهاى شتر مىبندد از كثرت سائيده شدن بر زمين ؛ و ازين جهت كه پيشانى مبارك آن جناب از كثرت سجود به مثابهء سينهء شتر پينه بسته شده بود آن حضرت را ذى الثّفنات ناميدهاند .
« و تجعلنى ممّن يؤمن بك »
مراد به ايمان در اين مقام به حسب اقتضاى كلام معرفت كامل و تصديق تام است زيرا كه معرفت و شناسائيى كه طاقت انسانى به آن مىتواند رسيد چند مرتبه دارد كه هر مرتبه وظيفهء جمعى است . و سلطان المحقّقين خواجه نصير طوسى - نوّر اللَّه مرقده القدّوسى - در بعضى از مصنّفات خود آورده كه : قياس مراتب آن از مراتب معرفت به آتش بايد كرد ، چه ادنى مراتب آن آنست كه شنيده شود كه موجودى هست كه هر چه به او مىرسد معدوم مىشود ، و آنچه به محاذات آن در مىآيد روشنى مىگيرد ، و هر چند از آن بر مىدارند كم نمىشود ، و مردم تعبير از آن به آتش مىكنند ، بىآنكه آتشى ديده باشد و احساس اثر آن كرده ؛ و نظير اين مرتبه در شناخت حق شناسائى جمعى است كه در حضيض تقليد گرفتارند و تصديق به وجود حق كردهاند بىآنكه دليل و برهانى بر آن دانند ، و به همين اعتماد كردهاند كه از پدران و استادان خود اين چنين شنيدهايم ، و ايشان دروغ نمىگويند .
و ازين مرتبه بالاتر در معرفت آتش مرتبهء جمعى است كه از دور دودى مشاهده كنند و يقين كنند كه موجودى هست كه اين اثر آن است و از آن برخاسته ؛ و نظير اين مرتبه در معرفت واجب تعالى معرفت جمعى است كه به دليل و برهان اثبات واجب كرده باشند و از مشاهدهء ممكنات و ملاحظهء مصنوعات ، علم به وجود صانع بهم رسانيده .
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٢٠٦