« جابر بن يزيد جعفى » هرگاه از « امام باقر ( ع ) » حديثى نقل مىكرد ، مىگفت : اين حديث را « وصىّ اوصياء » برايم فرمود ( حدّثنى وصىّ الاوصياء ) « 433 » .
« امّ الخير دختر حريش بارقى » - در آن خطبه و سخنرانى پرطنينش كه در « ميدان صفّين » كوفيان را به نبرد با « معاويه » تشويق مىكرد ، - از جمله سخنانش اين بود :
« هلمّوا - رحمكم اللّه - الى الامام العادل الوصىّ الوفىّ و الصّدّيق الاكبر . . . »
( خداى شما را رحمت كند ! به سوى « امام عادل » ، « وصىّ وفادار » و « صدّيق اكبر » بشتابيد ! « 434 » ) .
. . . اين قسمتى بود از آنچه گذشتگان در خطبهها و احاديث خود دربارهء « وصايت » گفتهاند .
كسى كه در شرح حال گذشتگان تتبّع كند ، متوجّه مىشود كه « وصىّ » را فقط به « امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) » مىگفتهاند ، درست همچون اسمى كه براى شخص معيّنى قرار داده شده است . حتّى مؤلّف كتاب « تاج العروس » ( كتاب لغت معروف به زبان عربى ) در مادّهء
هامش
( 433 ) رجوع كنيد به ميزان الاعتدال ( ذهبى ) ج 1 ص 383 .
( 434 ) رجوع كنيد به بلاغات النساء ( ابن ابى طيفور ) ص 37 - 38 ط نجف .