هامش
- اسلام به شمار مىرود . او در جاهليت ، همسرش مالك بن نضر را دوست مىداشت و « انس » ثمرهء اين همسرى بود ؛ هنگامى كه آئين اسلام آمد و او از سبقتجويان به آن گرديد ، همسرش مالك را به سوى خدا و پيامبر ( ص ) دعوت نمود ولى او از پذيرفتن اسلام امتناع كرد ؛ ام سليم نيز از وى جدا شد ، مالك غضبناك به شام رفت و در همانجا به حال كفر در گذشت . ام سليم فرزندش را مورد نصيحت قرار داد و در ده سالگى به او فرمان داد كه خادم پيامبر ( ص ) شود ؛ پيامبر ( ص ) هم به احترام اين مادر گرامى ، وى را پذيرفت . اين زن را اشراف عرب خواستگارى كردند ولى او پاسخ داد تا هنگامى كه انس بالغ نشود و خود مرد زندگى نگردد ، ازدواج نخواهد كرد . انس همواره مىگفت : خدا به مادرم پاداش نيك دهد كه خوب مرا سرپرستى كرد .
ابو طلحهء انصارى به دست اين زن ، مسلمان شد ؛ زيرا از وى خواستگارى كرد در حالى كه كافر بود ؛ ام سليم از ازدواج با او امتناع كرد مگر اينكه اسلام بپذيرد ؛ ابو طلحه به دعوت او اسلام پذيرفت و ام سليم مهريهء خود را اسلام او قرار داد . از ابو طلحه خداوند پسرى به ام سليم داد كه بيمار شد و وفات يافت ؛ ام سليم سفارش كرد كه پيش از من كسى خبر مرگ فرزندم را به پدرش نگويد . پس از آنكه ابو طلحه آمد ، از حال پسر سؤال كرد ، ام سليم گفت : همانجا كه بود آرام گرفته است . مرد خيال كرد وى خوب است ؛ زن شام آورد ، سپس خود را آرايش نمود و عطر زد و همراهش به بستر رفت . به هنگام صبح به او خبر داد كه فرزند از دنيا رفته بود . ابو طلحه عين جريان را براى پيامبر ( ص ) نقل نمود . رسول خدا ( ص ) فرمود : اين شب بر شما مبارك باشد . ام سليم مىگويد : پيامبر ( ص ) برايم بسيار دعا فرمود . وى آن شب به عبد اللّه ابن ابى طلحه حامله شد كه خداوند وى را پربركت گردانيد ، زيرا وى پدر اسحاق بن -