آرى هنگام نزول آيهء
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
( قوم و خويشان نزديكت را انذار كن « 90 » ! ) آنها را به خانهء عمويش ابو طالب ( ع ) جمع كرد ؛ در آن روز چهل نفر بدون كم و زياد بودند ؛ در بين آنها عموهايش ابو طالب ، حمزه ، عباس ، و ابو لهب وجود داشتند - اين حديث از احاديث صحيح و مأثور است . در آخر اين حديث آمده كه پيامبر ( ص ) به آنها خطاب فرمود :
« اى فرزندان عبد المطلب ! به خدا سوگند ! من جوانى را در عرب سراغ ندارم كه براى قوم و قبيلهاش برتر از آنچه من براى شما آوردهام ، براى آنها آورده باشد ؛ من خير دنيا و آخرت را براى شما آوردهام و خداوند مرا فرمان داده كه شما را به سوى آن دعوت كنم . »
« فأيّكم يؤازرنى على أمرى هذا على أن يكون اخى و وصيّى و خليفتى فيكم ؟ » ( كداميك از شما حاضر است در اين راه با من همكارى كند و پشتيبانم گردد تا برادر ، وصىّ و خليفهء من در ميان شما باشد ؟ )
همه از او روى برتافتند به جز « على » - با اينكه از همه كم سنّ و سال تر بود - كه به پا خاست و گفت :
« انا يا نبىّ اللّه اكون وزيرك عليه »
( من اى پيامبر خدا ! در اين كار ، پشتيبان تو خواهم بود . )
پيامبر ( ص ) دست بر دوشش گذاشت و فرمود :
هامش
( 90 ) سورهء شعراء ( 26 ) آيهء 214 .