گرجىها ( 000 ، 150 ، 1 نفر ) يا گروزىها « 1 » كه از نسل ايبريايىهاى « 2 » قديمى هستند ، به نژاد جداگانهيى به نام نژاد كارتول « 3 » ، كه اين نژاد هم به چند تيرهى كوچكتر كه همه آنان به يك زبان ولى با تفاوت لهجههاى متعدد تكلم مىكنند ، تقسيم مىشوند : گرجىهاى خالص ايمرتيايىها « 4 » ، مينگرلىها « 5 » ، سووانها « 6 » ، غورىها « 7 » ، و لازها « 8 » . لازها كه در مرزهاى مشترك روسيه و تركيه سكونت دارند ، عموما مسلمان هستند و زبانشان كه سخت تحت نفوذ كلمات يونانى و تركى قرار گرفته است ، به كلى با زبانهاى تيرههاى همريشهى ديگر تفاوت دارد . گرجىها از لحاظ تعداد جمعيت از ساير تيرهها بيشتراند .
در قرون وسطى آنها دولت مقتدرى تشكيل داده بودند كه در دوران ملكه تامارا « 9 » در قرن دوازدهم به اوج جلال و شكوه رسيد . تقسيمات درونى و جنگهاى بدفرجام عليه تركها و ايرانىها موجب شكست آن دولت و كشمكشهاى پايانناپذيرى شد كه سرانجام در آغاز قرن حاضر [ قرن 19 ] به تسلط روسيه به گرجستان انجاميد .
سووانها به تعداد دوازده هزار نفر در درههاى علياى چنيز چالى ؟ « 10 » واينگور « 11 » كه در پناه يخچالهاى طبيعى و گردنههاى تقريبا صعب العبور قرار گرفتهاند ، سكونت دارند . آنها از نوعى دين مسيحيت بسيار خشن پيروى مىكنند . عدهيى نيز مسلمانند ولى سووانهاى آديش « 12 » ، هنوز هم از كيش بتپرستى دست نكشيدهاند . انتقام و خونخواهى در نهاد همهى آنها به شدت عجين شده و برايشان بالاترين قانون است . روسها صرفا به تحميل خود به آنان با اخذ ماليات سرانهيى از هر نفر پنجاه كوپك « 13 » ، قانع هستند و كار ديگرى به كار اين كوهنشينان ندارند . آنها آزادند حتى در ميان خود نيز دست به قتل و غارت بزنند .
پشاو « 14 » ها ( 8000 نفر ) كه در جنوب غربى باربالو « 15 » ، در درههاى وورا « 16 » و آرگواى « 17 » شرقى ساكنند ، به شهرهاى ديگر مهاجرت مىكنند و به انجام دادن حرفههاى مختلف مىپردازند . ظاهرا آنان با قوم كارتولها بستگىهايى دارند . ردهبندى دو قبيله ديگر ، به
هامش
( 1 ) .Les Grousiens( 2 ) .Les Iberes( 3 ) .Kaztevel( 4 ) .Les Imeretes( 5 ) .Les Mingreliens( 6 ) .Les Souanes( 7 ) .Les Gouriens( 8 ) .Les Lazes( 9 ) .Tamara( 10 ) .Tzchenis - Tzchali( 11 ) .L'Ingour( 12 ) .Adisch( 13 ) .Kopeck: واحد پول روسى . م .
( 14 ) .Pchave( 15 ) .Borbalo( 16 ) .Vora( 17 ) .Aragova