آيد ما را ، و ما بدين قوى و خانهاء ما در كوهست . هرچند پند داد نپذيرفتند و گفتند تو ما را برهانى بنماى . چنان كه خداى تعالى گفت :
يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ
من ربّكم « 1 » . بىحجتى و معجزهء درست نيايد ، ما بگفتار مجرّد روى از خدايان خويش نگردانيم ، و به تو نگرويم . آنگاه گفتند نكشيم ترا و در بلا اندازيم ترا كه تو خويشى و پيوستهء ما را ، و ليكن بر تو مىترسيم از خدايان ما كه ترا بلا رسانند ، چنان كه گفت :
إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ
« 2 » .
آنگاه هود گفت كه من توكل بر خداى كردهام ، چنان كه گفت عزّ من قايل :
إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ
« 3 » .
إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا
« 4 » . من بخداى نازم كه يار من اوست و يار شما بتان ، كه ايشان بكس چيزى نتوانند كردن ، و من بيزارم از شما و از بتان شما كه مىنازيد . آنگاه گفت :
فَكِيدُونِي جَمِيعاً
« 5 » هرچه بتوانيد كردن بكنيد ،
ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ
« 5 » تا دست كه قوىتر بود .
آنگاه گفت
إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ .
« 6 » الاية . من توكل بر خداى كردم .
هيچيز « 7 » نيست الّا كه خداى تعالى قادر است بر آن .
إِنَّ رَبِّي
] a 91 [
عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
، « 8 » اين دين خداى من راه راست است . آنگاه گفت :
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ
« 9 » . آلاية . گفت اگر شما روى بگردانيد از من ، من برسانم پيغام خداى تعالى و نصيحت كنم شما را ، ليكن شما قول ناصحان را درست « 10 » نداريد .
چون فرمان نكردند از پس از آنكه روزگار برآمد ، و هلاك ايشان نزديك شد . آنگاه قصد هود كردند بجفا كردن و آزردن . هود دعا كرد اجابت آمد . چون اثر عذاب بديدند بگريختند و بدشت بيرون شدند . باد بريشان غلبه كرد . پايها بر زمين زدند و دوارش بر زمين « 11 » فرو بردند . گفتند
هامش
( 1 ) - هود 53
( 2 ) - هود 54
( 3 ) - هود 56
( 4 ) - هود 54
( 5 ) - هود 55
( 6 ) - هود 56
( 7 ) - هيچچيز
( 8 ) - هود 56
( 9 ) - هود 57
( 10 ) - دوست
( 11 ) - به زمين