تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
بنمودشان كه جزاى حسد آن بود كه خدمت كند مر محسود را . آنگاه فريشتگان پيش آدم همىبودند تا امر آمد از حق تعالى كه تخت آدم را برداريد و سوى آسمان ببهشت آريد . پس فرشتگان تخت او بر گردن نهادند و ببردند بدر بهشت . پس پانصد سال در بهشت بود ، چنان كه گويند كه چاشتگاه ببهشت درآمد و ميان دو نماز بيرون آمد . روز آن جهان هزار سال و دويست و چهل سال زمين بود ، از خاك برگرفتن تا وقت ببهشت رفتن .

قصهء چهارم آفريدن حوا عليها السلام

اختلاف كردند كه حوا را ملك تعالى ببهشت آفريد يا بيرون بهشت . بعضى گفتند در دنيا آفريد بر آن تخت كه بود آنجا كه مكه است ، چه وى هفتاد سال بر آن تخت بود و فريشتگان گرد او ايستاده بودند . قول كعب اينست . و نيز گفته‌اند ملك تعالى مر حوا را از پهلوى چپ آدم آفريد در دنيا . دليل قول خدايست :
وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ
« 1 » . و بعضى گفته‌اند حوا را در بهشت آفريد و بعضى گفته‌اند اندر آن وقت آفريد كه در بهشت خواست آمدن . و قول پيشين درست‌تر است . چون حق سبحانه و تعالى خواست كه حوا را بيافريند
] b 5 [
خوابى بر آدم افكند چون نعاس ، و آنگاه از رگ پهلوى چپ حوا را بيافريد . حكمت در آن خواب نرم آن بود كه اگر خواب نرم نبودى بودى كه دردى بوى رسيدى دشمنش گرفتى ، و اگر خواب گران بودى شفقت نبودى بر وى كه غافل بودى از كار وى .
هامش
( 1 ) - البقرة 35
قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 12 | ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري