بدين زمين بوديم و بآسمانها .
آنگاه ملك تعالى گفت :
أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ
« 1 »
.
نامهاى اين خلق بگوئيد كه من آفريدهام . همه عاجز شدند و گفتند ، قوله تعالى :
سُبْحانَكَ ! لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا
« 1 » . آنگاه آدم را گفت :
أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ
« 2 » . آدم نام همه چيزها بگفت . حق تعالى گفت :
أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ؟
« 2 » نگفتم « 3 » كه من به دانم كه فضل كراست . همه عجب داشتند و شكر كردند « 4 » .
و در اينجا نكتهايست كه ملك تعالى بآدم فضل كرد « 5 » تا او را بگفت و باز فريشتگان را بگفت انبئونى باسماء هولاء . مثالش چنان دان كه معلمى را بكودكى « 6 » عنايتى بود گويد زود بر كودكى ديگر تخته برخوان تا آن كودك بىبيم و بىنهيب برخواند و گويد اين همچون من كودكست ، و آن را كه در كار وى عنايت نبود گويد بر من خوان تا لاجرم كودك از بيم درماند . آدم را گفت پيش ايشان گوى . آدم ايشان را حشمت نداشت . گفت ايشان همچون من مخلوقند
] a 5 [
همه نامها بگفت . و باز فريشتگان را گفت مرا بگوئيد نام اين « 7 » چيزها تا همه فريشتگان از هيبت و حشمت او درماندند .
سؤال - سجده بچه حكمت فرمود فريشتگان را ؟
جواب - ايشان گفتند :
نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ
« 8 » . ملك تعالى گفت به خدمت خويش بنازيدند بعزت و جلال من كه بفرمايم شما را كه سجده كنيد مر آنكس را كه هرگز مرا سجده نكرده است تا خلق بدانند كه من نازيدن بعبادت دوست ندارم . و نيز حق سبحانه تعالى بخلق بنمود كه من از عبادت خلق بىنيازم ، و ديگر چون ايشان بر وى حسد بردند و گفتند كه ايشان فساد كنند و ما عبادت ميكنيم
هامش
( 1 ) - البقرة 32
( 2 ) - البقرة 33
( 3 ) - بشما بگفتم
( 4 ) - و شكر كردند كه ملك تعالى ايشان را توفيق داد تا فرمانبردارى كردند
( 5 ) - كه فريشتگان را نگفت
( 6 ) - با كودكى
( 7 ) - آن
( 8 ) - البقرة 30 .