تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
قرآن كه بر تو فرستاديم روشن‌تر و تمامتر و فاضلتر از همه كتابها . و نيز گفته‌اند سبب نزول اين سورة آن بود كه چون رسول هجرت كرد و بمدينه آمد مهاجريان همه اسباب
] a 93 [
روزگار مكه بگذاشته بودند ، و خشنودى خداى و رسول را هجرت كرده بودند ، دل ايشان گرفته بود ، با يكديگر گفتند كاشكى ما را حديثى بودى از قرآن تا ما مىخوانديم تا دل ما خوش بودى . بنزديك رسول آمدند عليه السّلم و او را بگفتند . جبريل عليه السلام بيامد و اين سورة بياورد . و بعضى گفته‌اند سبب نزول اين سورة آن بود كه رسول عليه السلم عايشه را بحربى با خويشتن برده بود . عايشه را دل‌تنگ شده بود ، پيغامبر را گفت چه بودى اگر خداى تعالى بر تو چيزى فرستادى از معنى قرآن تا مىخواندمى تا دل من تنگ نشدى ، و راه بدان بگذاشتمى . رسول دعا كرد . جبريل بيامد و اين سورة بياورد :
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ .
« 1 » در اينجا سخنى چند گفته‌اند : بعضى گفته‌اند يعنى اتمّ و احسن ممّا فى التورية . احسن القصص بلفظ العربية و لفظ العربية احسن الالفاظ . « 2 » و بعضى گفته‌اند جهت آن را كه در وى قصهء يعقوب بود كه گفت :
فَصَبْرٌ جَمِيلٌ
« 3 » ، و صبر جميل احسن الاشياء . بعضى گفته‌اند اعجب العجائب بمفارقة يوسف عن ابيه مدة طويلة عن مسافة قريبة لم يدر اين هو . و بعضى گفته‌اند زيرا كه ياد كرد دوست بود با دوست . و قصّه آن بود كه چون يوسف عليه السّلم آن خواب بديد بيامد ، و با پدر بگفت ، پدرش تأويل پيغامبرى و دانا شدن كرد و دانست نيز كه پيغامبر بود و ليكن يوسف ندانست . چون برادران خبر يافتند و گفتند اين يوسف دروغها
هامش
( 1 ) - يوسف 3 ( 2 ) - تقريبا مطابق نسخهء « بيا » تصحيح شده است ( 3 ) - يوسف 18 و 83