زين جهت پيغمبر ما روح ما او را فدا * اين چنين فرموده من باب مديحه بر خدا
( من كجا و مر ترا وصف و ثنا گفتن كجا * خود ببايد بهر خود باشى ثناگو اى خدا )
فرقهاى كه در شمارش اسب سبقت راندهاند * از شمار نعمت او جملگى واماندهاند
سورهء مشهور ابراهيم ، گفته آشكار * ان تعدّا نعمت اللّه ، آيهء سى و چهار
كوشش كوششگران محكوم باشد برزوال * در اداى حقّ نعمت ، بر خداى ذو الجلال
بهترين راه اداى شكر مطلق آن بود * كاعتراف بنده ، يزدان را زراه جان بود
( 2 ) آن خداوندى كه در او صاحبان عقل و هوش * از شناسائى فرو ماندند و حيران ، يا خموش
در دل درياى ذاتش فكر غوّاص خرد * با پريشانى و رسوائى بگرداب اوفتد
( بهر ممكن ، نيست ممكن درك ذات پاك او * بعد كمتر دارد ، از ممكن بواجب جستجو )
سخن ، همچنان در رابطه با عظمت خداوند است كه هيچ صفتى زائد بر ذات ندارد كه محدود شود و نه او را صفتى است كه در آن مقيّد باشد .
( 3 ) انتهائى نيست هرگز بر صفات و ذات او * ( جنّ و انسان و ملك هستند جمله مات او )
چون براى او صفات زائدى بر ذات نيست * ( اختلاف روزگار و نحوهء اوقات نيست )
بر صفات او نباشد حدّ و مرز و انتهاء * آنچنانكه بر وجودش نيست به دو و ابتداء
از صفات او يكى بر جمع ديگر چيره نيست * چونكه اندر ذات پاكش همچو انسان طيره نيست
نيست او را انقضاى وقت و گشت روزگار * تا معيّن دارد او را در ثبات و اعتبار
مدّتى بر او نباشد در دوام و اعتدال * تا كه محكومش كنند اعصار و دوران ، بر زوال
فطر الخلائق بقدرته و نشر الرّياح برحمته . . .
در اين فصل بيكى از قدرتهاى خداوند كه انشاء خلق باشد اشارت نموده و نشر رياح را بمنزلهء نفخ صور بر آن مزيد فرمود شايد به اين منظور كه زندگى انسان ، بدون