تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨

خطبهء 30 از فرمايشات آن حضرت ( ع ) كه ( دربارهء كشته شدن عثمان ايراد فرمود )

( 1 ) گر زمن دستور قتلش بود ، او را كشتمى * ور جلوگيرى نمودم يار و ناصر گشتمى ( قاتلانش پس نخواندندم به شورا لا اقل * تا بايشان امر و نهيى كرده باشم زين عمل ) آنكه در يارى همى برداشت سوى او قدم * ( جمعى از نسل اميّه بود و مروان حكم ) بهترم من از كسى كه پست كرد او را و خوار * ( مثل انصار و مهاجر روى عمد و اختيار ) ( 2 ) آن كه يارى كرد و آنكه بىمحابا خوار كرد * جملگى از گفتن اين راز استدبار كرد آن كسى كه ياريش كرده به از من بود و بس * ( اين بيان دامان عثمان را بننگ آلود و بس )
يك واقعيّت ، يا ترسيم خط توطئهء قتل عثمان و نمايش آن دور از هاله‌اى از ابهام ، در بيان امام ( ع )
( 3 ) شرح خواهم داد قتلش را بطور اختصار * ( تا در اين ابهام چشم كس نماند انتظار ) او خلافت را براى خود نموده اختيار * بىامان ، تزوير و استبداد برده روى كار بين او و خلق ، شورائى نيامد در ميان * خودسرى مىكرد در هر امر اسلام آنزمان خود سرانه در امور اين خلافت بد نمود * گاه ميشد آسمان ، از نار استبداد دود ( تا شما را تنگ شد از جور ظلمش روزگار * زين جهت بر قتل او اقدام كرديد آشكار ) ( ليك مىبوديد بايستى صبور و بردبار * تا كه ميشد سنگ طاحونه « 1 » بمحور برقرار ) ( يا تفرّق ميپذيرفتيد و ميشد منفرد « 2 » * غلّ « 3 » مىگرديد آنگه دستهاى مستبدّ )
هامش
( 1 ) طاحونه آسياب ( 2 ) منفرد تنها ( 3 ) زنجيرى كه به گردن بزنند