حوران بهشتى را ملاقات كنند اما قدر الهى مانع آمد و خداوند آن را به انجام رساند امرى بود خدا فرموده و مقدّر كرده .
حسين عليه السّلام روشنى است كه از او كسب نور كنند و خدا داند كه من دروغ نگفتم . همسايهء رسول خدا عليه السّلام در غرفهها و همسايه وصىّ او عليه السّلام و جعفر طيّار است شادان » .
و از شعر سوم كه گويد : شتران خود را به شتاب راندم معلوم مىشود كه اين شاعر انسى بوده است نه جنّى و با شتر براى يارى آن مظلوم مىرفت نه به پريدن . و اين حكايت از معصوم نيست تا حجّت باشد .
( 1 ) ابن شهر آشوب در مناقب گويد : جنّ تا يك سال بر سر قبر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر حسين عليه السّلام مىگريستند .
و در همان كتاب است كه : دعبل گفت : پدرم از جدّم از مادرش سعدى بنت مالك خزاعيه روايت كرد كه : او آواز جنّيان را مىشنيد بر حسين نوحه مىكردند :
يا بن الشّهيد و يا شهيدا عمّه * خير العمومة جعفر الطّيّار
عجبا لمصقول علاك حدّه * فى الوجه منك و قد علاه غبار
و در روايت غير مناقب است كه : دعبل گفت من خود در قصيده گفتم :
زر خير قبر بالعراق يزار * و اعص الجمار فمن نهاك حمار
لم لا ازورك يا حسين لك الفداء * قومى و من عطفت عليه نزار
و لك المحبّة في قلوب ذوى النّهى * و على عدوّك مقتة و دمار
يا بن الشّهيد و يا شهيدا عمّه * خير العمومة جعفر الطّيّار
( 2 ) مؤلف گويد : ظاهرا اين دو بيت اقتباس از شعرى است كه مردى در حضور موسى بن جعفر عليهما السّلام خواند .
ابن شهر آشوب گويد : حكايت كنند كه : منصور نزد موسى بن جعفر عليهما السّلام فرستاد و عرضه داشت : روز نوروز بنشيند تا مردم به تهنيت آيند و هر چه مال پيشكش براى خليفه آورند آن حضرت بستاند .
امام عليه السّلام فرمود : من هر چه در اخبار جدّم جستجو كردم از اين عيد خبرى نيافتم از آيين فارسيان است كه اسلام بر انداخت ، معاذ اللّه چيزى را كه اسلام بر انداخت ما احيا بكنيم .
منصور گفت : براى سياست لشكر اين كار بايد كرد ( كه عجمند ) و تو را به خدا سوگند