سوى لشكرگه دشمن شدى تفت * ندانم كه كرا برد و كجا رفت
همىدانم كه چشم جان جانان * مقطّع گشت چون آيات قرآن
چو رفت از دست شاه عشق دلبند * دوان شد از پى گم گشته فرزند
صف دشمن دريدى از چپ و راست * نواى الحذر از نينوا خاست
عقابى ديد ناگه پر شكسته * على افتاده زين از هم گسسته
سرى بىافسر و فرقى دريده * به جانان بسته جان از خود بريده
فرود آمد ز زين آن با جلالت * چو پيغمبر ز معراج رسالت
بگفت با آن چكيده جان عشقش * پس از تو خاك بر دنيا و عيشش
( 1 ) در آن زيارت كه از حضرت صادق عليه السّلام مروى است گويد : « بابى انت و امّى من مذبوح و مقتول من غير جرم دبابى انت و امّى من دمك المرتقى الى حبيب اللّه و بابى انت و امّى من مقدّم بين يدىّ ابيك يحتسبك و يبكى عليك محترقا عليك قلبه يرفع دمك بكفّه الى عنان السّماء لا يرجع منه قطرة و لا تسكن عليك من ابيك زفرة » .
و شيخ مفيد گفت : زينب خواهر سيد الشهداء عليه السّلام شتابان بيرون آمد و فرياد مىزد : يا اخيّاه و يا بن اخيّاه و آمد تا خويش را بر او افكند حسين او را بگرفت و به خيمه بازگردانيد و جوانان را فرمود : برادر خويش را برداريد و ببريد .
( طبرى و ابو الفرج ) پس او را از مصرع برداشتند و نزديك خيمهاى كه جلوى آن كارزار مىكردند نهادند .
و جدّ من آخوند ملّا غلامحسين گويد :
چو آفتاب بر آمد ز خيمه خورشيدى * كه آفتاب نمىديد هيچگه رويش
ز داغ سرو قدى موكنان و مويه كنان * بسان فاخته هر سو خروش كوكويش
( 2 ) مؤلف گويد : كلام علماء در اوّل شهيد از اهل بيت مختلف است كه على اكبر بود يا عبد اللّه بن مسلم بن عقيل و آنچه ما ذكر كرديم و اول على را گفتيم اصحّ است . و ابو جعفر طبرى و ابن اثير و ابو الفرج اصفهانى و ابو حنيفهء دينورى و شيخ مفيد و سيد بن طاوس و ديگران همين قول را برگزيدند و در آن زيارت مشتمل بر اسامى شهدا وارد است : « السّلام عليك يا اوّل قتيل من نسل خير سليل » .
و مترجم گويد : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در غزوات هر كس را اخصّ به او بود پيشتر به جنگ