و در ضمن حكايت حرّ كه راه بر آن حضرت گرفته بود گذشت كه امام عليه السّلام مىخواست مردمى كه همراه او بودند پراكنده سازد و متفرّق كند حرّ پيش مىآمد و نمىگذاشت و سخت مىگرفت و اين از غايت رأفت بود كه به مردم داشت و نمىخواست آنها بىسببى كشته شوند .
و اگر كسى را به يارى خود مىطلبيد مىخواست از روى معرفت باشد و دانسته . پس از لطف وى بعيد نيست كه در قيامت هم از آنها كه مرخّص فرمود شفاعت كند و رحمت او شامل حال آنان شود كه رحمت حسينى را كوچك نبايد شمرد رزقنا اللّه التوفيق و العصمة .
( 1 ) باز بر سر سخن رويم ارباب مقاتل گويند : اصحاب در پى يكديگر مىآمدند وداع مىكردند و مىگفتند : السلام عليك يا ابن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آن حضرت جواب مىداد عليك السلام ما در اثر شما مىرسيم و اين آيت تلاوت مىفرمود :
فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
[ 1 ] . تا همه كشته شدند - رضوان اللّه عليهم - .
اديرت كؤس للمنايا عليهم * فاغفوا عن الدّنيا كاغفاء ذى سكر
فاجسامهم في الارض قتلى بحبّه * و ارواحهم في الحجب نحو العلى تسرى
فما عرسوا الّا بقرب حبيبهم * و ما عرجوا من مسّ بؤس و لا ضرّ
يعنى : « جامهاى مرگ بر آنها پيموده شد و چشم از دنيا پوشيدند مانند چشم پوشيدن مست ، پيكرهاى ايشان روى زمين در دوستى او كشته شده و جانهاى ايشان در حجابها سوى عالم بالا مىرود . پس منزل نكردند مگر نزديك دوست خود و به سختى و رنج از رفتن راه فرو نماندند » .
( 2 ) سيّد ( ره ) گويد : اصحاب حسين عليه السّلام سوى كشته شدن بر يكديگر پيشى مىگرفتند و چنان بودند كه گويى دربارهء ايشان گفته شد :
قوم اذا نودوا لدفع ملمّة * و الخيل بين مدعّس و مكردس
لبسوا القلوب على الدّروع كانّهم * يتهافتون على ذهاب الانفس
گروهى كه چون براى دفع بلا و سختى خوانده شوند و سپاهيان بعضى به نيزه زدن سرگرم باشند و بعضى به گرد آوردن دليران دلها را روى زره مىپوشيدند مثل اينكه به رفتن جان سبقت مىجويند . در وصف اصحاب ابى عبد اللّه بالاتر از آن نمىشود گفت كه او خود فرمود :
نديدم اصحابى باوفاتر از اصحاب خود . جدّ من مرحوم آخوند ملا غلام حسين اعلى اللّه مقامه گويد :
هامش
[ 1 ] سوره احزاب ، آيه 23 .