ايستاده ، قرآن را با طمأنينه و با ترتيل و آرامى مىخوانند . با خواندن قرآن خود را محزون مىكنند و از اينكه دواى دردشان را در آن يافتهاند ، به وجد آمده ، هيجان زده مىگردند . هر گاه به آيهاى مىرسند كه خداوند بندگانش را در آن تشويق كرده و وعده بهشت به آنان داده ، آن را آرزو مىكنند و از خوشحالى در پوست خود نمىگنجند و به خود وعدهء لطف و اميد الهى را مىدهند ، چنان كه گويا نعمتهاى خداوند را مىبينند و هر گاه به آيهء عذاب مىرسند ، چنان به آن گوش داده و در خود فرو مىروند كه گويا زوزههاى آتش را با گوش خود مىشوند . با كمر خم شده ، به حال سجده بر پيشانى و كف دست و سر زانوها و نوك انگشتان مىافتند و خود را در زحمت و مشقت قرار مىدهند و از خدا آزادى و نجات از آتش را در خواست مىنمايند . « 1 »
سخنان امامان بزرگوار ، همگى تفسير و بيان حقايق قرآن است و گاه به طور مستقيم به تفسير آيات قرآن مىپردازند . به عنوان نمونه ، على عليه السلام در تفسير آيه 23 از سوره مباركه حديد مىفرمايند : « همه زهد بين دو كلمهء قرآن جمع شده است :
« لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ
، تا بر آنچه از دست شما مىرود افسوس نخوريد و به خاطر آنچه به دستتان مىرسد خوشحال نشويد . » هر كس بر آنچه گذشته است افسوس نخورد و از آنچه به دست مىآيد خوشحال نشود ، هر دو طرف زهد را به دست آورده است . « 2 »
و نيز در بيان برخى از آيات الهى چنين مىفرمايند :
به هر كس چهار چيز داده شود ، از چهار چيز ديگر محروم نمىشود : به هر كس توفيق دعا داده شود ، از اجابت آن محروم نگردد و به هر كس توبه عطا شود ، از قبول آن محروم نشود و هر كس استغفار نمايد ، از آمرزش محروم نگردد و هر كس شكر كند ، از زياد شدن نعمت محروم
هامش
( 1 ) . همان ، خطبهء 184
( 2 ) . همان ، حكمت 448