تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
البته شما توانائى نداريد مانند من زندگى كنيد ، ولى لا اقل با من همكارى و هم فكرى نمائيد و با ورع و كوشش در راه خير به من كمك كنيد ، به خداوند سوگند من از دنياى شما درهمى را ذخيره نكرده‌ام و از غنائم آن مالى نياندوخته‌ام ، و براى اين جامه كهنه‌ام جامه‌اى ديگر تهيه نديده‌ام . تا آنجا كه فرمود : اگر مىخواستم راه برايم باز بود كه از اين عسل‌هاى ناب بخورم ، و از پارچه‌هاى نرم و ابريشم بپوشم ، ولى هواى نفس هرگز بر من غلبه نمىكند كه من هم غذاهاى گوناگون تهيه كنم و شكم خود را پر نمايم و خود را سير سازم . شايد در حجاز و يا يمامه كسانى باشند كه قرص نانى هم نداشته باشند ، و تاكنون سيرى را درك نكرده‌اند ، و يا اينكه خود بخواب روم و شكم‌هاى گرسنه پيرامونم را گرفته باشند و حال من چنان باشد كه آن شاعر گفته : بيمارى تو همين بس كه تو با شكم پر بخوابى ، در حالى كه پيرامون تو را گروهى گرسنه گرفته باشند كه از شدت گرسنگى به پوستى خشك شده روى آورده‌اند . 38 - روايت شده كه نوح عليه السّلام دو هزار و پانصد سال زندگى كردند و از دنيا رفت در حالى كه خشتى بالاى هم نگذاشته بود هنگام صبح مىگفت من به شب نخواهم رسيد و هنگام شب مىگفت من صبح نخواهم كرد ، و پيامبر ما صلى اللَّه عليه و آله نيز چنين بود و خشتى روى خشت قرار نداد و منزلى براى خود درست نكرد . اما ابراهيم عليه السّلام لباس پشمى در بر مىكرد و نان جو مىخورد يحيى عليه السّلام نيز لباس او ليف بود و از برگ درختان مىخورد ، سليمان عليه السّلام نيز با اينكه سلطنت داشت لباسى موئى در بر مىكرد ، و هنگام شب دست‌ها را در گردنش مىگرفت و تا صبح نماز مىخواند و اشك مىريخت ، و خوراكش از محل فروش زنبيل‌هائى بود كه خود مىبافت . روايت شده كه پيامبر ما صلى اللَّه عليه و آله يكى از روزها گرسنه شد و سنگى را بر شكمش بست ، و بعد فرمود : به افرادى كه به نفس خود احترام مىكنند و خود را براى آن پست كرده‌اند ، و بسا كسانى كه بدنهاى آن‌ها پوشيده و در نعمت و رفاه بسر مىبرند
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 59 | العلامة المجلسي / عزيز الله عطاردى